«بيبرنامگي» دولت نهم در كلام منتقدان اين دولت همواره شنيده ميشود. اما نميتوان شاهد اين ادعا را در صحن دانشگاه يافت چرا كه از روزهاي آغازين، دولت بر طبل اسلاميزه كردن بنيانهاي حوزه آكادميك كشور كوبيده است. آن روز كه رئيسجمهور در جمع جوانان هوادار خود به دانشجويان اعلام كرد كه دانشجو بايد بر سر احمدينژاد فرياد بزند كه چرا استاد سكولار در دانشگاه تدريس ميكند يك گفتار شعاري و در حد يك شور و هيجان خاص سخنرانان نبود و برنامههاي دولت در دانشگاهها را منسجم به تصوير كشيد چرا كه دولت در وزارت علوم خود سفره پاكسازي را پهن كرد. برخي اساتيد مطرح و مبرز دانشگاهها را در دانشگاههاي رده اول ايران بازنشسته و برخي را با بهانههاي ديگر اخراج كرد.
تشكلهاي دانشجويي منتقد دولت نهم با بزرگترين هزينه يعني تخريب و پلمپ دفاتر خود روبهرو شدند و با فعالان اين دفاتر با نامهرباني برخورد كردند هيچ مراسمي خارج از ضوابط حاكم بر دستگاه اجرايي كشور برگزار نشد. حتي فعالان دانشجويي كه در حوزههاي غيرسياسي فعاليت ميكردند، با تيغ تيز تعليق و احكام كميتههاي انضباطي روبهرو شدند.
در اين سوي ميدان نيز ساير تشكلهايي كه با دولت مهرورزي ميكردند، شعار شكلگيري انقلاب فرهنگي دوم را سر دادند و در چندين تجمع با حضور اعضاي خود از دانشگاههاي سراسر كشور اعلام كردند كه شكلگيري انقلاب فرهنگي دوم ضروري است.
اكنون نيز برخي از اساتيد دانشگاه در سايتها و رسانههاي حاميان دولت به وابستگي متهم شدهاند. وابستگييي كه اگر تا ديروز از آن روشنفكران دگرانديش بود، امروز از آن اساتيد موثر در سياستهاي اجرايي و كلان دولتهاي گذشته شده است.
با اين تفاسير دولت نهم در وزارت علوم بيبرنامه نيست و حتي همراه با برنامه زمانبندي شده خود، ساير نهادها و رسانهها را نيز به ياري طلبيده است و يكسانسازي در فضاي دانشگاهها مطمئناً برنامهريزي شده است.