مشاوری در کنار استاد
ترافيك سياسي در اتوبان تهران- قم در پي تردد سياستمداران طراز اول ايران و گاهي پيامرسانان آنان كه بيشتر از جنس فارغالتحصيلان «فيضيه» بودند، پس از انقلاب اسلامي ايران تشديد شد. آن روزها در سال 58 كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به دليل بيماري قلبي به تهران آمدند و در جماران با توجه به عدم علاقه شخصي سكني گزيدند، اين رفت و آمد بينشهري در انتقال پيامها و تحويل دغدغهها برعهده «حاج احمدآقا خميني» گذاشته شد تا با توجه به «اسلامي» بودن حكومت، رهبري آن از ديدگاه مراجع تقليد و علماي ارشد اين شهر آگاه شود. اين سنت همچنان ادامه داشت. اكبر هاشميرفسنجاني هم در زمان رياست جمهوري خود، رابطي ميان نهاد رياست جمهوري و علماي قم برگزيد و «ادبسمناني» در اين جايگاه قرار گرفت. محمد خاتمي هم با توجه به فضاي سياسي پس از دوم خرداد و انتقادات شديد برخي علماي ارشد از شعارهاي او و حضور اكثر روحانيون متنفذ در اردوگاه هواداري «علياكبر ناطقنوري»- رقيب انتخاباتي او- احساس نياز شديدي به ايجاد «حلقه مشاوران» در اين عرصه كرد. او «محمد توسلي، امامجماراني، سيدسراجالدين موسوي، مصطفي درايتي، حسين هاشميان و مرحوم عبايي» و در اواخر «رسول منتجبنيا» را برگزيد تا «پيامرسان» او باشند و در پي هر مشكل و بحراني اتوبان تهران- قم را طي كنند و به خدمت «علما و مراجع» شرفياب شوند. البته خاتمي اين ارتباط را حتي قبل از انتخابات 2 خرداد 76 ايجاد كرده بود و با توجه به حمايت «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» از «ناطقنوري» در آستانه اين انتخابات به مدرسه امام حسين(ع) آيتالله مكارم شيرازي رفت تا در ساختمان نوساز اين مدرسه علميه با برخي از اعضاي اين مجموعه متنفذ در مديريت حوزه علميه قم گفتوگو كند و از توسعه و رشد برخي شايعات در عرصه ديني در رابطه با او جلوگيري كند.
خاتمي پس از 8 سال مديريت قوه مجريه نظامي برآمده از «نگرش فقهي شيعي» پا را از «كاخ رياستجمهوري» بيرون نهاد و رئيسجمهور جديد جايگزين او شد. اگر خاتمي و هاشمي به دليل «معمم» بودن با رفتارها و ايما و اشارههاي فعالان شهر حوزوي قم آشنا بودند، اما «محمود احمدينژاد» كه شعارهاي خود را بيشتر از آنان با مفاهيم «اسلامي» آميخته بود، در اين وادي خالي از تجربه بود. او در جهت ارتباط عميق با اين شهر و علماي طراز اول شيعه در قم واحد «مشاورت رياستجمهوري با روحانيت» را 12 دي 84 به «محمدناصر سقايبيريا» هبه كرد. فردي كه 25 سال است با «محمدتقي مصباحيزدي» مرتبط است و از شاگردان ارشد او به حساب ميآيد. او براي اولينبار با روي كار آمدن دولتي كه با «استاد» همفكر و همراي است، پاي در ميدانهاي اجرايي و دولتي گذاشت. او از «موسسه در راه حق» با «مصباح» ارتباط داشت و در حدود سال 72 به همراه 13 نفر از دوستانش همچون «مرتضي آقاتهراني» و «علي مصباح» به ديار غرب رفت تا دانش تئوريك خود را با حمايتهاي «موسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني» تحت مديريت «آيتالله محمدتقي مصباحيزدي» گسترش دهد. بيريا از همان آغاز در كنار گذراندن دكتراي علوم تربيتي در دانشگاه «هيوستون» آمريكا امام جمعه اين شهر از ايالتهاي تگزاس شد. او اكنون در حوزه دولت تنها نيست، هستند افرادي كه در مقام عضو هيات علمي و همكاري با اين موسسه تحت مديريت «استاد» در نهاد رياست جمهوري قدم ميزنند. معاون اول و سخنگوي دولت اساتيد اين موسسه هستند و مرتضي آقاتهراني كه آموزههاي مفاهيم «اخلاقي» را در هيات دولت مطرح ميكند، همشاگردي و همكار او است. اين ارتباطها پيش از انتخاب محمود احمدينژاد به عنوان رئيسجمهور ايران نيز پررنگ بود. در گرماگرم انتخابات رياست جمهوري جمعي از فارغالتحصيلان موسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني كه «بيريا» هم جز آنان بود، از اين كانديدا حمايت كردند. بيريا اخيراً در اين باره به سايت اينترنتي «رجانيوز» گفته است: «حضرت آيتالله مصباح به عنوان چهره شاخص طرفدار روي كار آمدن آقاي احمدينژاد بودند و خيلي موثر. به هر حال يكي از تاثيرگذاران ايشان بودهاند و كسي نميتواند انكار كند.» و در رابطه با حمايت شاگردان او نيز در گفتوگو با ايسنا توضيح داده است: «در موسسه امامخميني (ره) كه بنده عضو هيات علمي آن نيز هستم، تمام كارمندان و اعضاي هيات علمي يك روز حقوق خود را به ستاد دكتر احمدينژاد اختصاص دادند.» به هر حال او اكنون در دفتري نه در تهران، بلكه در قم به تلاش جدي براي تقويت ارتباط تهران- قم ميانديشد. او كه شاگرد يكي از روحانيون ارشد قم است، امروز نميتواند تنها با «استاد» مرتبط باشد، بلكه ديگر «آقايان» نيز در پرونده كاري او قرار دارند تا نگاه آنان نيز به تهران منتقل شود. البته اتفاق ارديبهشت امسال و دستور رئيسجمهور مبني بر «ورود بانوان به جايگاه تماشاچيهاي فوتبال» يكي از آزمونهايي بود كه اين تنها مشاور امور روحانيون رئيسجمهور بايد از آن گذر ميكرد. اين اتفاق نهتنها اكثر علماي ارشد قم همچون آيات عظام آميرزاجواد تبريزي، فاضللنكراني، صافيگلپايگاني و مكارمشيرازي را نگران كرد، بلكه «استاد بيريا» را نيز گلهمند كرد و «مصباحيزدي» در پيامي شفاهي به دو شاگرد خود ماموريت داد كه اعتراضش را به محمود احمدينژاد منتقل كند كه آن دو شاگرد يكي در مقام مشاور احمدينژاد بود يعني «محمدناصر سقايبيريا» و ديگري استاد اخلاق هيات دولت «مرتضي آقاتهراني». دو پيامرساني كه اگر ديروز پيامرسانان سياستمداران فقط از جنس فارغالتحصيلان فيضيه بودند، امروز از «فارغالتحصيلان موسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني» هستند و در جمع اخير خود حضور سخنگوي دولت را نيز حس كردند.
بيريا از اتوبان تهران- قم ميگذرد و به «موسسه استاد» نزديك ميشود، اما به دفتر خود ميرود؛ دفتري در نزديكي موسسه آموزشي و پژوهشي امامخميني.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...