آن روز که به کرمانشاه رفته بودم. راستش را بخواهید برای یک گزارش خبری رفته بودم. بعدازظهر با بچه های انجمن اسلامی رازی و علوم پزشکی قرار جلسه داشتم. نشستم و منتظر انتقادات دوستان به مجموعه تحکیم بودم. همه ساکت بودند بجز یکی دو نفر. یکی از آنها پیمان بود. انتقاد می کرد و البته همراه با انصاف و در نظر گرفتن شرایط جدید حاکم بر انجمن ها و تحکیم. پس از اتمام جلسه او به همراه یکی از دوستانش مرا به فرودگاه رساند و با وجود اینکه پرواز تاخیر داشت اما او همچنان مهمان نوازی را به نحو احسن انجام داد و مرا شرمنده خودش کرد. "پیمان مسکین خدا" برایم تعریف کرد که مدتی پیش یکی از اعضای وابسته به یک تشکل های دانشگاه رازی کرمانشاه که فرزند یکی از مقام های اجرایی استان همدان است وارد خانه اش شده بود و او را با همراهی همکارانش به ترمینال بردند و به زور سوار اتوبوس تهران کردند. پس از گذشت چند ماه از این اتفاق به جای اینکه آنان به میز محاکمه کشیده شوند حالا پیمان در بازداشت است. این هم تقدیر یک دانشجوی ایرانی...

ابراز نگراني مادر پیمان از وضعيت او در گفتگو با ایسنا