درباره كتاب ميرزا مهدي اصفهاني
مانيفستي عليه فلسفه و عرفان
كتاب «ابواب الهدي»* اثر ميرزا مهدي اصفهاني بدون اندكي درنگ مانيفست مخالفان فلسفه و عرفان است. مؤلف به روشني و به صراحت شمشير معارف به دست گرفته است و فلاسفه و عرفا را طرد مي كند.
مباني فكري اين دو جريان هدف گرفته و «ناصواب» ناميده شده است. ميرزاي اصفهاني در ابتدا قرآن را مقابل علوم فلسفي دانسته (ص29) و با قاطعيت اعلام كرده است: «هركسي كه به سياست خلفا [ي غاصب منصب امامت] آگاه باشد؛ همچون خورشيد برايش آشكار است كه سبب ترجمه فلسفه و ترويج تصوف ـ كه هر دو از يونان سرچشمه گرفته است ـ چيزي جز سياست غلبه و چيرگي بر علوم اهلبيت(ع) نيست. خلفا با اين سياست خواستهاند تا مردم را از ائمه(ع) بينياز گردانند...» (ص31) او خود دليل اين دوري از معارف اهلبيت را برمي شمرد: «مسلمانان پس از ترجمه فلسفه، با مشغول شدن به علومي كه نيازمند بحث و نظريهپردازي است (به جاي كشف حقايق)، از علوم اهلبيت(ع) احساس نياز ميكردند... اين عمل (حمل معاني بر اصطلاحات بشري و احاله مردم در فهم كتاب و سنت به فيلسوفان) نقضكننده هدف بعثت و از بين برنده آثار نبوت و رسالت است. اين پندار و تفكر، ظلمي زشتتر از مخالفت با ائمه(ع) به وسيله شمشير و سرنيزه ميباشد.» (ص32) ميرزامهدي اصفهاني شاهد برنظر خود ميآورد و آن را با كلامي از علامه مجلسي ميآزيند: «اين جنايت بر دين و ترويج كتب فلاسفه در ميان مسلمانان، از بدعتهاي خلفاي جور است ـكه دشمن ائمه دين(ع) ـ تا مردم را از ايشان و شرع مبين رويگردان سازند... اولين كسي كه كتابهاي يوناني را به عربي ترجمه كرده خالدبن يزيدبنمعاويه است...» (صص34-33) نويسنده ابواب الهدي بارديگر از علامه مجلسي نقل ميكند: «از سقراط نقل شده است كه خبر نبوت(ع) را كه شنيد، به او گفته شد: آيا به نزد او رفتهاي؟ در جواب گفت: ما خود (قومي پيراستهايم، از اين روي نيازي به كسي كه ما را پاك و پيراسته گرداند، نداريم.» (ص148)
ميرزاياصفهاني در جايي ديگر هم تأكيد ميكند: «خلفاي بنياميه و بنيعباس، فلسفه و تصوف را ترويج ميكردند. در دوران مأمون عباسي، پس از نهضت ترجمه فلسفه، مناظرات فلسفي در حضور وي ميان سليمان مروزي و امام هشتم(ع) برپا شد...» (ص149)
در ادامه به مجموعهاي از كتابهاي علما در رد فلاسفه اشاره ميكند؛ لغزشهاي فيلسوفها از قطبالدين راوندی، كمالالدين از شيخ صدوق و...
نويسنده به صراحت از طعن ائمه عليه فلاسفه و صوفيان سخن ميگويد: «رواياتي از اهلبيت عصمت(ع) آمده كه در طعن دو طايفه (فيلسوفان و صوفيان) صريحند.
همچنين روايات، در طعن به عقايد ايشان نيز صريح است؛ به گونهاي كه پيروان ائمه(ع) از اين دو گروه رويگردان بودهاند و به همين سبب نيز كتابهايي در رد ايشان نگاشتهاند... اهل اين دو گروه (فيلسوفان و صوفيان) نيز از مؤمنان پرهيز داشتهاند. از اين روي عقايد خود را در نزد عموم مؤمنان آشكار نميكردند.»(ص150) از «صاحب جواهر» هم نقل شده است: «محمد(ص) مبعوث نگرديد؛ مگر براي باطل ساختن فلسفه.»(ص152)
ميرزاي اصفهاني معتقد است كه «اساس و پايه فلسفه و تصوف بنابر علوم بشري است»(ص162)، از اينرو به نقد علوم بشري ميپردازد و معارف الهي را تشريح ميكند. اين چنين است كه ميگويد: «اين گمراهي و ناداني براي بشر بدان سبب روي داده است كه: «از باب علم الهي»كه همانا «دانش قرآن به تعليم حملكنندگان و دارندگان آن است» رويگرداندهاند و (در عوض) به «بافتههاي فلاسفه و اختراعهاي مشايخ و مرشدها»روي آوردهاند. پس مقتضاي عدل خداوند ـ جل جلاله ـ بستن باب علم بر روي ايشان است...»(ص168)
به همين دليل است كه علما و محدثان و فقها را آگاه به فلسفه ميداند، اما ميگويد: «هيچكدام از ايشان به سوي گفتارهاي فلاسفه و عرفا نرفتند. بلكه در كتابها و گفتارها و كردارشان از اين انديشهها دوري جستند. معتقدان به قدم عالم و منكران معاد جسماني و معتقدان به وحدت وجود و ساير مسائلي از اين دست كه اهل فلسفه و عرفان به سوي آن رفتهاند را تكفير كردند. (ص 174)
ميرزاي اصفهاني به جزئيات رفتارهاي اهل تصوف ميپردازد و اينگونه رفتار را راهي براي نابودي ميداند: «از درهاي نابودي سماع و شادي و رقص و كفزدن و طربانگيزي با غنا و اشعاري است كه تصريح ميكند به اينكه حقيقت وجود، پروردگار عزت است و اين كارها بابت تجريد و معاينه و مكاشفه است... از درهاي نابودي، سحر كردن قلبهاي مردم با واجب نمودن تسليم شدن در برابر شيخ است تا او را بر تصرف در قلب سالك به وسيله القاي مطالب توانمند سازد. و شيخ بر قلبش وحي كند، چنانكه شيطانها بر قلب انسان وحي ميكنند.» (ص 285)
اينگونه است كه ميتوان كتاب «ابواب الهدي» ميرزا مهدي اصفهاني را مانيفستي عليه فلسفه و عرفان دانست كه همچنان در حوزههاي تشيع اين جريان ظهور و بروز دارد و از جايگاه قابلتوجهي برخوردار است.
*اصفهانی، میرزا مهدی، ترجمه ابواب الهدی، ترجمه حسین مفید، انتشارات منیر، تهران، چاپ اول، 1389
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...