آیت الله صافی و حوزه در گفتوگو با مدیر حوزه علمیه گلپایگان
ميگفتند حوزه قم نبايد كمك دولتي بگيرد
مدير حوزه علميه گلپايگان نزديك به 10 سال است كه لااقل هفتهاي يكبار با آيتالله شيخ علي صافي گلپايگاني حشر و نشر داشت. حجت الاسلام و المسلمين شيخ حسن غروي از سال 79 مديريت اين حوزه را از سوي بيت مرحوم آيتالله گلپايگاني برعهده دارد. او متولد نجف، بزرگ شده لبنان و آموزش ديده مكتب قم است و نزد آيات عظام وحيد خراساني و ميرزا جوادآقا تبريزي تحصيل كرده است.
***
اولين آشنايي شما با آيتالله شيخ علي صافي به چه سالي باز ميگردد؟ ايشان را چگونه ديديد؟
سال 79 از سوي بيت مرحوم آيتالله العظمي گلپايگاني مسووليت حوزه علميه گلپايگان را برعهده گرفتم كه در آنجا با آيتالله العظمي شيخ علي صافي كه شخصيتي منحصر به فرد و بيبديل از نظر علمي واخلاقي بودند، آشنا شدم. اولين ويژگياي كه در ايشان ديدم، تواضع و فروتني بيش از اندازهشان بود. وقتي با ايشان سخن ميگفتم، احساس نميكردم با فقهي برجسته و عالمي بزرگ روبهرو هستم. فكر ميكردم با فردي معمولي مواجه شدهام. اين مساله به تواضع ايشان برميگشت. از اين رو، به راحتي درد دل ميكردم و مشكلات را ميگفتم و راهنماييشان را ميشنيدم. ايشان با توجه به كهولت سنشان آنچنان قادر به بلند شدن نبودند، اما هركسي كه ميآمد، تلاش ميكردند تا براي احترام از جايشان برخيزند. همچنين از ميهمان ميخواستند تا دركنارشان بنشيند. مرحوم آيتالله صافي به گونهاي رفتار ميكردند كه فرقي ميان اولين جلسه آشناييام با آخرين جلسه وجود نداشت. نوعي وحدت رويه در رفتارشان با همه وجود داشت. ويژگي ديگر ايشان، تجربه قرابت با برخي مراجع بزرگ در گذشته بود كه در رفتار و گفتارشان مشهود بود. همچنين ايشان (و نيز اخويشان آيتالله العظمي لطف الله صافي) از حافظه بسيار خوبي برخوردار بودند (وهستند). ايشان وقتي طلبهها براي ديدارشان ميرفتند، 10، 20 بيت از شعرهاي سيوطي را به راحتي ميخواندند.
در ديدارهايتان، ايشان درباره نوع مديريت مدارس علميه و جايگاه روحانيت سخني نگفتند؟
ايشان كلا ميفرمودند: «من اهل دخالت كردن در امور حوزه نيستم، اما هرچه توان داشته باشم، دريغ نميكنم.» البته ايشان همچون ديگر علماي گذشته بر استقلال حوزههاي علميه به شدت تاكيد ميكردند و ميگفتند: «حوزه نبايد مديون كسي باشد.» ايشان همواره به حفظ حرمت روحانيت و جايگاه آن در جامعه، به اين معنا كه نبايد روحانيت خود را به جرياني خاص منتسب كند و به تمامي گروهها كه اسلامي هستند، توجه يكسان داشته باشد، تاكيد ميكردند. به ما ميفرمودند كه وارد دستهجات و دعواهاي سياسي نشويد و شئونات حوزه و روحانيت را حفظ كنيد. چراكه اگر روحانياي در جرياني باشد و آن جريان در جامعه تضعيف شود، او هم تضعيف خواهد شد. با تعصب به من ميگفتند: حوزه را مستقل و از اين خط بازيها دور نگه داريد. من در اين 10سال، جلسهاي را به ياد ندارم كه ايشان روي اين مساله تاكيد نكرده باشند. اين تاكيداتشان در اين باره واقعا درسي براي من بود.
آيتالله صافي به طور خاص درباره حوزه علميه قم هم مساله را بيان ميكردند؟
ايشان ميگفتند: «حوزه علميه قم بايد روي پاي خود بايستد و نبايد كمكهاي دولتي بگيرد.» نظر آيتالله صافي اين بود كه حوزه بايد مستقل باشد و مديون و وامدار كسي نباشد؛ وگرنه به استقلالش خدشه وارد ميشود و ديگر آزادي عمل نخواهد داشت.
شما تا چه اندازه به نظرات ايشان عمل ميكرديد؟
سعي ميكرديم تا آن اندازه كه ميتوانستيم نظراتشان را لحاظ كنيم. البته تقريبا ميان نظر ايشان و نظرات بيت آيتالله العظمي گلپايگاني تاحدود زيادي تقارب وجود داشت؛ همچون غيرسياسي بودن حوزه. آيتالله العظمي لطف الله صافي هم بارها بر اين مساله تاكيد داشتند. ايشان در آستانه محرم وصفر به مبلغان گفتند كه براي مردم مسائل سياسي را مطرح نكنيد؛ به امور اعتقادي و مذهبي بپردازيد.
گويا ايشان به مراسمهاي مذهبي و نحوه مداحيها هم حساسيت ويژه داشتند؟
بله، ايشان تاكيد داشتند كه براي تمامي مناسبتها در منزلشان مراسمي بگيرند و خودشان هم مينشستند و به بيان مداحها توجه ميكردند. گاهي هم مقيد بودند كه خودشان اشعاري بخوانند؛ چه در ولادتها و چه در شهادتها.
آيا درباره نظرات سياسي و مبارزاتي آيتالله صافي اطلاعي داريد؟
ايشان از معدود شخصيتهاي علمي، مذهبي و حوزوي هستند كه به مبارزه با رژيم گذشته ميپرداختند. علماي ديگري هم بودند، اما اغلب با احتياط برخورد ميكردند. ايشان هم تبعيد و هم احضار شدند و توسط مقامات ارشد ساواك بازجويي شده بودند. تا آنجا كه ميتوانستند، ايشان را محدود ميكردند اما به خاطر مسائل ديني، به شدت با مفاسد رژيم گذشته همچون ترويج بهائيت و بي بندوباري مبارزه ميكردند.
اگر اين نظر شما درست باشد، پس چرا در اسناد و مطالبي كه توسط موسسات و نهادهاي گوناگون جمهوري اسلامي درباره تاريخچه انقلاب اسلامي تدوين و منتشر شده است، با نام ايشان روبهرو نميشويم؟
اين مساله حقيقت و واقعيت را عوض نميكند؛ چون نامي از ايشان نيامده، نميتوان منكر فعاليتهايشان شد. شايد عدم توجه موسسات تاريخي، تنگ نظري يا غفلت باشد. بايد از آنها پرسيد، چرا به اين مساله نپرداختهاند؟
چرا آيتالله صافي پس از انقلاب هيچ منصبي را قبول نكردند؟
ايشان به بنده گفتند: «امام از من خواستند تا مسووليتي را بپذيرم. به ايشان گفتم: من حاضرم طرف مشاوره شما قرار گيرم.» هر كس در مبارزات نقش داشت، بدان معني نيست كه حتما پس از انقلاب مسووليتي را بپذيرد. البته ايشان طرف مشورت خيلي از بزرگان بودند و شايد به اخوي بزرگوارشان (آيتالله العظمي لطف الله صافي) هم در آن مقطع (كه دبير شوراي نگهبان بودند) مشورت ميدادند. از سوي ديگر، در آن سالها، ايشان از نظر سني 70 ساله بودند كه از نظر علمي هم جايگاه بالايي داشتند. شايد قبول مسووليت توسط چنين شخصيتي هم دور از انتظار باشد. البته واقعا دليل قطعي آن را نميدانم.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...