برای برادرم؛ علی اشرف فتحی
وقتی «علی اشرف فتحی» برابر دیدگانم می نشیند، ناخودگاه به یاد آن اوصاف و ویژگی هایی می افتم که امروز جامعه با آن، مانوس به نظر نمی رسد. رفتارهایی که جوانان سال های آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن دم خور بودند؛ خلوص، صداقت، ساده زیستی و دشمن ریا، تملق، جاه طلبی و دروغگویی و از همه مهمتر وفاداری به سه اصل «روحانیت، مردم و ظلم ستیزی». آنچه او بر آنان افزون داشت، تجربه سی سال پس از انقلاب بود؛ یعنی آمیختن اعتقاد با منطق و عقلانیت.
فتحی از خانواده شهدا است و پدرش، عزیزترین جزء زندگی اش و سال ها دست نوازش اش را برای آمال و دغدغه هایی از دست داده که او هم جزئی از آن است، لذا نمی توانست ببیند که امروز برخی بر آن سرمایه بزرگ، چوب حراج می زنند. او بر اساس اعتقاد به راه پدر و هم رزمانش می نوشت. او خود نمادی از آن باورها بود که امروز فقط داعیه دارانی دارد و وارثان واقعی توان دیدن آن داعیه داری را ندارند.
فتحی اگرچه خود روحانی است، اما چشم بر رفتار برخی از پرورش یافتگان این مکتب نمی بست. او به روحانیت وفادار بود و بر اساس همین وفاداری گاهی به نقد هم می پرداخت. مرجعیت را نهادی بزرگ و پرقدمت می دید و حاضر نبود به خاطر سلایق سیاسی آن را رد یا خدای ناکرده نفی کند. او آنچنان با قلم امروزی از بزرگان می نوشت که شاید کمتر کسی می توانست بدون استفاده از القاب و توصیفات کلی، اینچنین از میدان احترام و ادای دین به آنان سرافراز بیرون آید.
فتحی آنچنان از ظلم نفرت داشت که حاضر نبود برای منافع دنیوی و تمجید دیگران چشم بر آن ببندد. او این باور را در مکتب اهل بیت(ع) و به تبع آن تاریخ هزار ساله روحانیت شیعی یافته بود و به آن وفادار بود. در نوشته هایش این اصل موج می زد و عنان بر قلم نمی زد تا آن کس و این کس ناراحت نشوند.
فتحی فرزند راه و رسمی است که از لحظه تولد آن را نه در شعار و نه در خیال، بلکه با گوشت و پوستش احساس کرده بود. او به راحتی منتقدان باورش را پذیرا بود و سخنشان را می شنید و با آرامی پاسخ می داد. او وکیل مدافع آرمان هایی بود که انقلاب در سال 57 بر آن اساس پیروز شده بود و نظامی سر بر آورده بود به نام «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد». او با عشق و علاقه از آن اعتقادات حمایت می کرد و هیچگاه عشق او عینکی بر چشمانش نشد که واقعیت را به کناری زند و آنچه فقط دوست دارد را بر جای آن نشاند.
***
علی اشرف فتحی سرمایه بزرگ برای حوزه است. سرمایه ای که اکنون در میان حوزویان کمتر آن را می بینم. با قلم امروزی آنچنان آشنا که می توانست باورهای سی سال گذشته و حتی 1400 سال قبل را به تصویر کشد و حتی مخاطبان بیگانه با آن باورها را اقناع کند و تصویری را به نمایش بگذارد که آنان را به این راه کشاند.
فتحی یکی از بزرگترین مبلغان شیعی و اسلامی است که خیلی ها با هزینه های بیکران، اینچنین فردی را نتوانسته اند پرورش دهند. او از رسانه ای به نام «وبلاگ» همچون منبر سود می جست و از شعائر اخلاقی، شیعی و ملی سخن می گفت. او می توانست به راحتی از این شعائر دفاع کند و بدون هیچ تشکیلات و هزینه ای، منتقدان بیگانه با این شعائر را قانع کند.
اما آنچه فتحی با آن بیش از همه در نوشتن مخالف بود؛ این بود که برای دفاع از شخصیت یا دغدغه هایی و ایجاد چتر مصونیت یا خدای نکرده منافع شخصی و دنیوی به دیگر افرادی که توان پاسخگویی ندارند، نپردازد؛ چه برسد به آنکه آنان را با الفاظ ناشایست نفی کند. او واقعا به دفاع از حقوق از دست رفته حتی مخالفان و منتقدانش معتقد بود و در این مسیر گام بر می داشت.
***
علی اشرف فتحی... برای جایگاه شغلی اش سخن نگفت. از دیگر سو، برای سلایقش، وجدان کاری اش را زمین نگذاشت و به وظایفی که تعهد کرده بود، پرداخت تا آنجا که... اگرچه افکارش را می دانستند، اما نتوانستند نوشته هایش را نستایند... اینچنین است که امروز فتحی هم از سوی دوستانش تمجید می شود و هم از سوی منتقدانش؛ اغراق نیست که بگویم حتی مخالفانش.
* آخرین گفت و گو: باورهای فتحی درباره وبلاگ نویسی اش
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...