گفتوگو با سیدابوالحسن نواب، مدیر مرکز خدمات حوزههای علمیه
احمدینژاد علاقه دارد به حوزه پول دهد
مرکز خدمات حوزههای علمیه، نهادی است که از ابتدای دهه 70 برای امور درمانی و رفاهی حوزویان تاسیس شد. این مرکز اگرچه به امور حوزویان میپردازد اما مدیریت آن مرتبط با ساختار حوزه نیست و ریاست آن از سوی رهبری انتخاب میشود. در ابتدای راهاندازی مرکز خدمات، بودجه آن از سوی رهبری تامین میشد که پس از چند سالی در ردیف بودجه دولت قرار گرفت. درباره بودجه دریافتی این مرکز و حد و مرز آن، ریاست این مرکز به میدان گپ و گفت دعوت شد تا از این بودجه رمزگشایی و تغییرات و رشد آن را تشریح کند. حجتالاسلام و المسلمین «سیدابوالحسن نواب» که بیش از دیگر هملباسانش با سه کلید واژه «بودجه»، «دولت» و «حوزه» آشناست، تجربه مدیریتی متنوعی را در سازمانهای حوزوی و شبهحوزوی دارد؛ قائممقام موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، مسئول امور روحانيون سپاه پاسداران، معاون بينالملل سازمان تبليغات اسلامى، معاون ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، قائم مقام مجمع جهانى اهل بيت و اکنون مدير مركز خدمات حوزه هاى علميه. این دانشآموخته 51 ساله مدرسه مشهور حقانی را میتوان « مرد تکنوکرات حوزه » نامید که در تجربهاش پاسخ بسیاری از چالشهای مالی نهادهای حوزوی نهفته است. گویا فقط توانستیم گوشهای از آن را به نمایش بگذاریم.
***
چطور شد که مرکز خدمات حوزههای علمیه راهاندازی شد؟
پس از جنگ که من مسول امور روحانیون سپاه پاسداران بودم، آزادههای روحانی خواستار توجه به مسئله درمانشان شدند. از این رو، طرحی کلان برای امور درمانی همه طلاب نوشتیم و تقدیم مقام معظم رهبری کردیم که ایشان از این طرح استقبال کردند. البته از سال 64، هم به امور خدماتی برای طلاب در سپاه میپرداختم؛ صندوق قرضالحسنهای به نام «شهید میثمی» راهانداخته بودیم و به طلاب آزاده، رزمنده و جانباز وام میدادیم.
پیشنهاددهنده این طرح فقط خودتان بودید؟
بله، البته در جریان این طرح با آقای سیدعلیرضا صدر که در دفتر رهبری بودند، مشورت میکردم که ایشان رابط ما با دفتر هم بودند. سال 69، این طرح مورد پذیرش مقام معظم رهبری قرار گرفت که تا سالهای بودجه مرکز خدمات را از ایشان میگرفتیم.
پس چگونه شد که در بودجه سالانه دولت مبالغی برای این طرح در نظر گرفته شد؟
به خاطر اینکه بودجه درخواستی افزایش یافت و دفتر رهبری هم نمیتوانست در قالب موسسه جدیدی این بودجه سنگین را تقبل کند، جناب آقای هاشمی رفسنجانی ( رئیس جمهور وقت ) پیشنهاد دادند که همانطور که بیمه دانشگاهیان پرداخت می شود، بیمه روحانیون هم مدنظر قرار گیرد. پایان سال 72 کاملا بودجه بیمه روحانیت در بودجه سالانه کشوری قرار گرفت.
یعنی هزینه بیمه روحانیون کاملا توسط دولت پرداخت میشد؟
بله. البته لازم است، به این نکته اشاره کنم که پرداخت بیمه طلاب جزء حقوق شهروندی آنان است و برطبق قانون اساسی باید برای همه شهروندان لحاظ شود. تنها کاری که ما کردیم، این بود که حقوق شهروندی روحانیون را یک مرحله جلو انداختیم.
آیا شما در ابتدا به راحتی پذیرفتید که دولت بودجه خدمات طلاب را تقبل کند؟
اشکالی نداشت. این بودجه، بودجه دولت نیست، بودجه کل کشور است که سایر نهادهای غیردولتی همچون قوه قضائیه، قوه مقننه و ... هم میگیرند. ما اصلا این بودجه را دولتی نمیدانیم که ایرادی به آن بگیریم. البته ما با اجازه آقا ( مقام معظم رهبری ) این اقدام را پذیرفتیم.
پس شما اولین نهاد حوزوی بودید که در بودجه کلکشور، ردیف بودجه داشتید؟
شهرک مهدیه قم هم همچون ما بودجه داشت. شورای عالی حوزه علمیه قم در اواخر دولت آقای هاشمی و اوایل دولت آقای خاتمی ( سال 76) صاحب ردیف بودجه شد.
آیا با مراجع تقلید هم رایزنی کردید؟
خیر؛ چراکه این بزرگواران فقط روی خدمات معیشتی (ارتزاقی) طلاب حساس هستند که از دولت تامین نشود. والا در تاریخ 1200 ساله روحانیت، همواره مدارس و امور غیرمعیشتی روحانیون توسط دولتها و حکومتها انجام میشده است؛ همچون مدرسه چهارباغ اصفهان توسط صفویان ومدرسه فیضیه قم در زمان فتحعلیشاه قاجار.
اکنون حوزههای علمیه در چه اموری از دولت پول میگیرند؟
حوزه در چند مورد از دولت پول میگیرد؛ امور عمرانی، زیرساختی( همچون تجهیزات مدارس)، خدماتی و تبلیغی. البته باید به این نکته توجه داشت که حوزه صدها نفر نیرو برای نظام تربیت کرده که پول تحصیل آن را از دولت نگرفته است. حوزه با نظام این حساب و کتابها را ندارد اما نباید تنها از کمک دولت به حوزه سخن گفت. به عنوان مثال، حوزه صدها قاضی تربیت کرده است که اگر دانشگاه این تعداد را تربیت کند، هزینه بسیاری را از دولت میگیرد. از سوی دیگر، متاسفانه برخی هزینههای غیرمرتبط با حوزه را به حساب حوزه مینویسند؛ به عنوان نمونه، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم هزینهای که دریافت میکند، برای مردم خرج میکند؛ نه حوزه. برای مردم مبلغ میفرستد؛ نه حوزه. یا بودجه ائمه جمعه و ائمه جماعات ربطی به حوزه ندارد؛ چراکه برای مصلیها و مساجد است. پس باید برای ارزیابی و بررسی، حوزه را با مراکزی که روحانیون مدیریت میکنند، منفک کرد.
مرکز خدمات حوزه برای چه اموری از دولت بودجه میگیرد؟
ما چندین فعالیت داریم؛ اول اینکه همچون صندوق رفاه داشجویی، صندوق قرضالحسنه طلاب راه انداختیم که برای آن بودجه میگیریم. همچنین برای درمان پول میگیریم؛ درمان با تامین اجتماعی و بدون تامین اجتماعی. البته این پولهای دریافتی بخش عمده آن ( بیش از 60 درصد) باردیگر به نهادهای دولتی برگردانده میشود. از سوی دیگر برای حقوق معمرین ( همانند حقوق بازنشستگی کارمندان) بودجه داریم. البته معمرین اندک اندک تمام میشوند؛ چراکه همه روحانیون به شبکه تامین اجتماعی متصل شدهاند. همچنین بنهای رفاهی به روحانیون میدهیم؛ همچون سایر اقشار که دولت به آنان کمک میکند.
رشد بودجه مرکز خدمات از سال 70 تا امروز چگونه بوده است؟
سه گونه رشد داشتیم؛ رشد آماری (افزایش طلاب)، رشد و توسعه فعالیتهای مرکز خدمات و رشدی که دولت برای همه سازمانها و اقشار مدنظر قرار داده است. به عنوان نمونه، خدمات درمانی تامین اجتماعی طلاب در سال 83 راهاندازی شد؛ در حالی که درگذشته خودمان امور درمانی را انجام میدادیم.
روابط مرکز خدمات حوزههای علمیه با دولتهای گذشته ( آقایان هاشمیرفسنجانی، خاتمی و احمدینژاد) چگونه بود؟
دولتها که کاملا حزبی نبودند که بگوییم سیاستهای آنان در قبال مرکز خدمات حوزههای علمیه چگونه بوده است. از سوی دیگر، ما بیشتر روابط با دستگاهها را در اولویت قرار میدادیم تا دولتها. چرا که دولتها را یکپارچه نمیدیدیم و بیشتر تعامل با مسولین دستگاههای مرتبط مهم بود. به عنوان مثال، در زمان آقای هاشمی با سازمان برنامه و بودجه مرتبط بودیم که آنجا بیشتر با آقای عسکریآزاد ارتباط داشتیم. ایشان به دلیل خصایص، علایق و دغدغههای خودشان بسیار روابط فوقالعاده خوبی با ما داشت و مدافع مرکز خدمات در سازمان برنامه و بودجه شده بود.
اگر ممکن است، روابط مرکز خدمات حوزه را با دولت آقای هاشمی بیشتر شرح دهید.
روابطمان با شخص رئیس جمهور فوق العاده و عالی بود که روحانی بودن ایشان در این مسئله بسیار موثر بود. آقای هاشمی همواره اصرار داشتند که روحانیت در کانال رسمی قرار بگیرد تا برنامهها بهتر عملی شود. همچنین درخواستهایمان از مسولین نهادهای مختلف دولتی به خوبی پیش میرفت. مثلا آقای میرزاده و پس از ایشان آقای نجفی در سازمان برنامه و بودجه نگاهشان به حوزه و روحانیت بسیار خوب بود.
یعنی درخواستهایتان برای بودجه هیچگاه با مخالفتهایی از سوی دولت آقای هاشمی روبرو نمیشد؟
خیر؛ هیچگاه با سختگیری خاصی از طرف دولت روبرو نمیشدیم. حتی آقای هاشمی طرح بیمه عمومی - درمانی طلاب را راه انداختند که تامین اجتماعی آن در زمان دولت آقای خاتمی انجام شد. همچنین آقای هاشمی روند قانونی شدن کمک دولت به حوزه را تسهیل کرد. در آن دوره فقط با سازمان برنامه و بودجه ارتباط داشتیم که روسا و معاونین این سازمان بسیار خوب برخورد میکردند.
در زمان دولت آقای خاتمی روابطتان چگونه بود؟
در آن دوره مسولین سازمان برنامه و بودجه تغییر چندانی نکردند و همان روال دولت قبلی برقرار بود. البته یکی از معاونین زیاد با ما همکاری نکرد. همچنین با آقای عارف، رئیس سازمان روابط خوبی داشتیم. با آقای خاتمی هم همچون آقای هاشمی با توجه به روحانی بودن راحتتر تعامل داشتیم. ایشان هم مبتکر طرح تامین اجتماعی طلاب بودند و تلاش زیادی کردند تا این طرح زودتر اجرایی شود. همچنین برنامههای دولت آقای هاشمی را تداوم و توسعه دادند. در دور دوم دولت آقای خاتمی فازهای دیگر فعالیتهایمان آغاز شد که با نهادهای دیگر دولتی همکاری داشتیم. آقای شریفزادگان، وزیر رفاه با ما همکاری خوبی داشت. از سوی دیگر، از سال 80 به بعد، طرح ساخت مسکن طلاب در دستور کار قرار گرفت که آقای عبدالعلیزاده، وزیر مسکن بسیار موثر و جدی در این مسئله ما را کمک کرد. ایشان سنگبنایی را گذاشت که پس از ایشان آقای سعیدیکیا و آقای نیکزاد آن را ادامه دادند. البته در طرح مسکن، پول از دولت نمیگیریم، بلکه از خدماتش استفاده میکنیم؛ همچون واگذاری زمین و تسهیلاتی که برای سایر شهروندان قرار دادهاند.
برای دریافت بودجه از دولت آقایان هاشمی و خاتمی لابی نمیکردید؟
نه به آن صورت؛ البته در ابتدای شکلگیری مجلس ششم، برخی نمایندگان به اسم «استقلال حوزه» خیزی برداشتند تا برابر اقداماتمان موانعی ایجاد کنند. از این رو من به کمسیون فرهنگی مجلس رفتم و بیانیهگونهای را برای اقناع آنان قرائت کردم. گفتم: « کمکهایی که شما برای ما درنظر گرفتید کمک به روحانیت نیست، بلکه خدمات درمانی جزو سرانه شهروندان است. البته گاهی دولتها در واگذاری امکانات به شهروندان تاخیر دارند که ما در واگذاری این امکانات به طلاب فقط کار را جلو انداختیم؛ والا کار خاصی نکردهایم. »
آیا در دولت آقای احمدینژاد روال گذشته ادامه پیدا کرد؛ رشد خاصی صورت نگرفت؟
البته تغییری بود؛ همانطور که حقوق کارگران افزایش یافت، بودجه ما هم رشد یافت. ( چون براساس حداقل دستمزد روحانیون را بیمه کردهایم. ) البته در این دولت، طرح جدیدی از سوی مقام معظم رهبری به آقای احمدینژاد و آقای حدادعادل ابلاغ شد؛ بن رفاهی خرید کالا برای روحانیون.
اگر اینگونه است، پس چرا رئیس دولت کنونی و معاونین و مشاورینش همواره با فریاد بلند اعلام میکنند که آنان بیش از دول گذشته به حوزه کمک میکنند؟
اگر شما مواردی را که در ابتدای مصاحبه گفتم که جزء حوزه نیستند؛ همچون تبلیغات، ساختن مصلا، کمک به ائمه جمعه و جماعت و .. را به نام حوزه بدانید، بله این دولت کمک بیشتری کرده است. اما در واقع این کمکها، کمک به حوزه نیست.
پس کمک بیشتر به نهادهای وابسته به نظام که در امور دینی فعالیت میکنند، از سیاستهای دولت آقای احمدینژاد بوده است؟
بله
یعنی دولت کنونی بر اساس این سیاست میزان بودجه مرکز خدمات اجتماعی حوزههای علمیه را هم افزایش داده است؟
ما در روال عادی قرار داریم. اگر بودجه سایر اقشار افزایش یابد، بودجه ما هم رشد دارد؛ والا سیاست خاصی درباره ما اعمال نشده است. البته به بودجه شورای عالی حوزههای علمیه هم توجه ویژه شده است. شورای عالی حوزه از اواخر سال 76 با سقف دو میلیارد تومان، شروع به گرفتن بودجه از دولت کرد که در دولت آقای خاتمی، پس از گذشت یکی، دو سال تصمیم گرفته شد تا با توجه به گرایش سیاسی این دولت این مبلغ را نپذیرند و به مرکز خدمات حوزهها بدهند. در اواخر دولت آقای خاتمی، این مبلغ به 23 میلیارد تومان رسید که این بودجه، در حال حاضر حدود 180 میلیارد تومان تصویب شده است؛ تا چقدر آن تحقق یابد.
پس دولت آقای احمدینژاد از ابتدا سعی کرده است که از نظر مالی بیش از حد روال گذشته به نهادهای حوزوی و شبه حوزوی کمک کند؟
بله؛ تقریبا درست است. حتی همکاریهای منطقهای این دولت با حوزههای علمیه بلاد بیش از گذشته است.
این سیاست؛ یعنی کمک مالی دولت به حوزه بیش از دول گذشته، بر اساس نظر آقای احمدینژاد بود یا حوزویان ارشد و مدیران حوزه هم درخواستهایی داشتهاند؟
بنده بیش از بقیه عوامل، پایه این اتفاق را به دلیل موافقت مقام معظم رهبری میدانم. علما هم بحث زیادی با ایشان، انجام دادند که آیا این پول را از دولت بگیرند یا نه؟! به هر حال، بر اساس منویات و نظر آقا بود که بودجه حوزه افزایش یافته است و این مبالغ توسط علما دریافت میشود و به صرف امور حوزهها میرسد. از طرف دیگر، آقای احمدینژاد هم علاقمند است که به حوزهها هم کمک مالی جدی بکند.
آیا فکر نمیکنید که آقای احمدینژاد بودجه را افزایش میدهد تا بدنه سازمان روحانیت ( نه راس آن ) احساس رضایت کند؟ به گونهای که در سفرهای استانی هم میبینیم که اجتماعات بزرگ طلاب با او برگزار میشود. از سوی دیگر، خود او و اعضای این دولت هم همواره بر کمک دولتی به حوزه تصریح میکنند و آن را سندی بر میزان پایبندیشان به شرع میدانند. آیا اعمال این روش و همچنین عدم توجه به نظرات علمای ارشد حوزه در مسائل مختلف که در این سالها رخ داده است، تاملبرانگیز نیست؟
آقای حسینیبوشهری در گذشته در گفتوگو با شما ( هفتهنامه شهروند امروز) به این مسئله اشاره کرده و گفته بودند که رابطه آقای احمدینژاد با بدنه طلاب و غیرنخبگان حوزه رابطه فعالی است. این نکته هم درست است. از سوی دیگر، درباره اعلام کمکهای دولتی به حوزه پیش از این هم آقای خاتمی در دیدار با آقا (مقام معظم رهبری) و همفکرانشان همچون آقای مجید انصاری در سخنرانیای در موسسه آیتالله مصباح این کمکها را گفته بودند. اصلا دلیل بیان کمک مالی دولت به حوزه در تریبونها همواره این بوده است که دولت به مخالفت با دین، دیانت و متدینین متهم میشود، برای دفاع از خود به این مسئله تمسک میجوید.
آیا ارتباط یک دولت با بدنه یک سازمان و عدم توجه به راس هرم آن را تاملبرانگیز نمیدانید؟
آقای احمدینژاد در تعامل با تمامی اقشار و گروهها این سیاست را دارد که به بدنه توجه میکند؛ نه نخبگان آن. ایشان به نخبگان کاری ندارد و فقط به بدنه اهمیت میدهد. این دولت تصمیم قطعی گرفته است که با نخبگان همکاری نکند.
این روش تعامل با حوزه، به حوزه آسیبی نمیزند؟
این روش در برخورد با حوزه شاید در دولت اول آقای احمدینژاد خطرناک به نظر میرسید اما در دولت دوم هیچ مشکلی ایجاد نمیشود. چراکه موضع بدنه طلاب در مواجهه با این دولت تفاوت کرده است و آنان نسبت به عملکرد دولت آگاهند و همچون بزرگان و علمای حوزه میاندیشند. اکنون تمامی بدنه حوزه با مراجع و رهبری هماهنگ هستند و دیگر همچون دوره دولت اول آقای احمدینژاد نمیاندیشند. آنان بر این باورند که باید دولت از نظر مراجع تبعیت کند.
یعنی الان دولت آقای احمدینژاد به مخالفت با دین، دیانت و متدینین متهم شده است که در تریبونها بارها از کمک مالی به حوزه سخن میگوید؟
بله؛ آماری درباره کمکهای دولتی به حوزه، زمانی از سوی ایشان و همفکرانشان اعلام میشود که در مقابل برخی به بیتوجهی این دولت به نظرات مراجع اشاره میکنند. این حرفها برای پاسخ دادن به این موارد است.
آیا در این مدت، مراجع و علمای ارشد نسبت به دریافت بودجه از سوی شما واکنشی نشان ندادند؟ انتقادی نکردند؟
خیر؛ چراکه با مبانی تفکر مراجع آشنا بودیم و میدانستیم این بزرگواران با گرفتن کمکهای خدماتی از دولت برای حوزویان مخالف نیستند. از سوی دیگر، مرکز خدمات هم وارد امور معیشتی طلاب نمیشود. بنابراین اصلا نقطه اصطکاکی وجود نداشت که چالشی بهوجود آید. آیتالله صافیگلپایگانی که از مراجع بزرگوار تقلید هستند، خودشان سالها دبیر شورای نگهبان بودند و میدانند که بر اساس قانون اساسی و قانون عادی چه وظایفی برای دولت در نظر گرفته شده است تا انجام دهد.
حتی بحثی هم صورت نگرفته است؟
هیچوقت درباره با این مسائل با مراجع بحثی نداشتیم. چون آنان میدانند که ما روی عزت و استقلال روحانیت حساس هستیم.
شما که خود را مدافع استقلال روحانیت میدانید، چه مسائلی را در گرفتن بودجه لحاظ میکردید تا به استقلال حوزه خدشه وارد نشود؟
همینکه در مسائل معیشتی طلاب بودجهای نمیگیریم باعث میشود که این استقلال مخدوش نشود. وگرنه همه ایرانیان از خدمات دولتی ( آب، برق، راه و...) استفاده میکنند؛ طلاب هم همینطور.
آیا دادن بن کتاب از سوی دولت به طلاب بیاشکال است؟
بن کتاب را دانشجویان هم دریافت میکنند؛ تسهیلات خاص طلاب نیست.
یعنی چون دانشجویان بن کتاب میگیرند یا تغذیه آنان از سوی دولت تامین میشود؛ اشکالی ندارد که طلاب هم همچون آنان بن کتاب بگیرند و در مدارس علمیه از غذای دولتی استفاده کنند؟
طلبهشدن که نباید باعث شود، آنان از حقوق اولیهشان محروم شوند. اگر دو برادر یکی دانشجو شود و دیگر طلبه، آیا دانشجو باید از حقوق دولتی بهره برد و طلبه استفاده نکند؟ مدافعان این نظر، استدلالشان درست نیست.
با نگاه به تاریخچه بیش از هزار سال حوزههای علمیه، اکثر علما این نگاه را داشتند. آنان میان طلبه علوم دینی با سایرین تفاوتهایی لحاظ میکردند.
جلوی پیشرفت زمان را که نمیتوانیم بگیریم. هر زمان مقضیات خاص خود را دارد. ببنید؛ دانشجوی پزشکی که هنوز پزشک نشده است. طلبه هم همینطور؛ زمانی او روحانی کامل میشود که دوره درسی خود را تا مقطع به بار نشستن تمام کرده باشد. اگر تمام نکرده باشد، اشکالی ندارد که تغذیه او در مدارس از کمکهای دولتی تامین شود. یک طلبه سیوطیخوان که هنوز عضو سازمان روحانیت نیست که لازم باشد، برخی موارد درباره او رعایت شود.
پس شما میان طلاب و روحانیون تفاوت قائل هستید؟ و چون طلاب را محتاج کمک میدانید، استفادهشان را از غذای دولتی بیاشکال میپندارید؟
بله؛ سازمان روحانیت، سازمان به بار نشسته است. طلبه به بار ننشسته، اشکالی ندارد که از یارانه دولتی کمک بگیرد.
آقای نواب! شما کمکهای دولتی به حوزه را جزو کمکهای معیشتی نمیدانید و این امر را عاملی جهت حفظ استقلال حوزه تعبیر کردید. مگر دادن بن رفاهی خرید کالا به طلاب را به عنوان کمک معیشتی در نظر نمیگیرید؟
این یارانه خرید کالا به سایر اقشار همچون کارمندان، کارگران و... هم داده میشود و این کمک به عنوان کمک معیشتی به روحانیون تلقی نمیشود. این حقوق معیشتی نیست؛ چرا که زندگیشان با این بن اداره نمیشود. از سوی دیگر، روحانیون پول دولتی را حرام نمیدانند که استفاده از این اقلام نادرست باشد. به یاد داریم که در دوران جنگ همه از این یارانه استفاده میکردند؛ حالا اقشار مختلف با شیوههای توزیعی دیگر از این یارانه استفاده میکنند.
امام خمینی به فرزندشان؛ حاجاحمدآقا در پی درخواست مالی برخی از اعضای وقت شورای مدیریت حوزه علمیه قم گفته بودند: «من با تشريفات مخالفم» و حاضر نشدند که به آنان کمک مالی کنند. آیا فکر نمیکنید در حال حاضر روند کمکهای مالی دولتی به حوزههای علمیه نسبت به گذشته تفاوتهایی کرده است؟
حضرت امام (ره) خودشان آمدند، دین را زنده کردند و تکالیفی را به گردن حوزه انداختند که این تکالیف در گذشته نبود. این تکالیف هزینهبر است. آیا بزرگانی که نسبت به کمک دولتی به حوزه حساس هستند، میتوانند چشم خود را بر عدم تبلیغ شیعه در اقصی نقاط جهان ببندند؟! میپذیرند که طلبهای از اندونزی، استرالیا، ژاپن، چین و... نیاید؟! حتی برخی از این بزرگواران نسبت به کم بودن تعداد طلاب خارجی انتقاد دارند که چگونه است، در الازهر بیش از صد هزار دانشجوی خارجی درس میخوانند اما در قم فقط 15 هزار طلبه غیرایرانی است؟ حالا برای ارتقاء جایگاه از چه هزینهای باید تامین شود؟! امام در آن دوره با گسترش کنونی روبرو نبودند. این نهال طیبه که امام کاشتند، در آن موقع 8 سال داشت اما الان بزرگ شده است و احتیاج به مخارج بیشتری دارد. اکنون هم بر اساس نظر ولیفقیه زمان عمل کردهایم و با اجازه ایشان از بودجه کشوری استفاده میکنیم. دهها بار از آقا سوال شده است؛ به عنوان مثال در طرح حقوق برای معمرین (حقوق بازنشستگی) چندین بار به ایشان مراجعه کردیم و بر اساس نظر ایشان عمل کردیم.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...