سال 1387 ؛ کرسی مرجعیت دورتر از دولت
گوش شنوایی نیست
نهاد مرجعیت در سال 87 بسان سال 85 بود. همان سال که رییس دولت نهم قلم از جیب در آورد و بدون مشورت با منادیان تشرع مجوز ورود زنان به ورزشگاه را صادر کرد. ناگهان قم یکپارچه شد. زعمای قوم برآشفتند و بزرگ مراجع وقت معترض شدند. آیت الله فقید – آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی- در حکمی مکتوب اعلام کرد: « اختلاط در جوامع غربي و متاسفانه در برخي نهادهاي داخلي چه مفاسد فراواني به دنبال داشته است. بنابر اين شرکت بانوان در مکانهاي عمومي ورزشي که همراه با اختلاط است به هيچ وجه جايز نيست و در اين امکنه ولو مکانهاي خاصي براي زنان اختصاص يابد، اما مفاسد اختلاط بر آن مترتب است...» آیت الله های بزرگ دیگر همچون آیت الله العظمی صافی گلپایگانی که گفته بود: « انتظار از مسؤولان محترم جمهوري اسلامي اين است كه با اعلام لغو اين عنوان، نگرانيها را رفع و موجبات خشنودي قلب مقدس حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه را فراهم نمايند» دولت را مواخذه کردند. آیت الله دیگر قم نشین – آیت الله محمدتقی مصباح یزدی – نیز که در حمایتش از دولت نهم چون وچرایی نیست، مشاور رییس دولت و شاگردش را فرستاد و خواستار لغو این مجوز شد. گویی فضای قم به گونه ای رقم خورده بود که دیگر حامیان دولت جدید هم تاب و تحمل سکوت را نداشتند. در پایان این داستان رییس جمهور بر اساس نظر رهبری نظام مجوز حضور زنان را لغو کرد؛ اگرچه او با توجه به نظر رهبری به این اقدام دست زد، اما بالاخره در برابر نهاد مرجعیت تمکین کردند و خواسته این بزرگان را بر روی چشم قرار دادند.
***
اما سال 87، نهاد مرجعیت در تعامل با دولت به گونه ای دیگر آراءاش نمود یافت؛ چرا که در این سال دو بزرگ مرجع فقید از میان علمای قم رفته بودند؛ آیات عظام آمیرزا جواد آقا تبریزی و محمد فاضل لنکرانی و از سوی دیگر گویی صدای مراجع همچون گذشته به تهران نمی رسید. آنان از رفتارهای یکی از معاونان رییس جمهور – اسفندیار مشایی – به ستوه آمده بودند . او در گذشته سخنانی را درباره حجاب در ترکیه گفته و در مجلس خاصی در آن بلاد که با شعائر اسلامی همگون نبود، شرکت کرده بود و امسال هم از دوست بودن با مردم اسرائیل گفت: «جمهوری اسلامی ایران با ملت اسرائیل دوست است و مشكلی ندارد»؛ کشوری که آیات بزرگی همچون بروجردی و حکیم هم که همچون امام خمینی با نظام پهلوی مبارزه نمی کردند، بارها در برابر اسرائیل و یهودیان آن منطقه، موضع گرفته بودند؛ چه برسد به بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران. این بار در مقابل این ادعای یک عضو هیات دولت، آیت الله های منتقد نبودند؛ بلکه آیت الله هایی صف کشیده بودند که بارها در مسائل گوناگون همراه و همیار نظام وقت بودند و حتی گاهی در برخی مواضع، دولت را تایید کرده بودند. آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در برابر اظهار این سخن، به صراحت خواستار عزل معاون رییس دولت شد و گفت: « شک نيست که رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آنها زمين هاي مسلمان ها را غصب کرده اند و مرتبا شهرک سازي کرده و ساکن آن زمين هاي غصبي مي شوند؛ اگر ضربه اي بر مسلمين وارد شود جشن مي گيرند و اگر رژيم آنها از مسلمين شکست بخورد، به حکومت خودشان اعتراض مي کنند. خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است سبب نشاط آنها است و آنچه سبب پيروزي مسلمين است، سبب ناراحتي آنها مي شود. نقش هاي توسعه طلبانه رژيم و مردم آنجا بر کسي پوشيده نيست با اين حال چگونه مي توان واژه دوستي با آنها را به زبان آورد. چه لزومي دارد کساني که اين گونه فکر مي کنند جز همکاران رئيس جمهور محترم باشند، هنگامي که 200 نفر از نمايندگان مردم به چنين کاري اعتراض کنند مفهومش اين است که بيش از دو سوم مردم اين کشور با چنين شخص و چنين افکاري مخالفند. انصاف ايجاب مي کند تعصب هاي جناحي را کنار بگذاريم و به سرنوشت و منافع کشور و نظام بينديشيم و بر انديشه امام (ره) در اين زمينه استوار باشيم. » آیت الله دیگری – آیت الله حسین نوری همدانی – هم در این باره از حضور این چنین فردی در هیات دولت معترض بود و در این باره اعلام کرد: « ... هرگز شایسته نیست كه رئیسجمهور محترم و مكتبی، كسی را كه فكر و فرهنگش در حدی باشد كه نتواند این حقیقت را درك كند و یا از لحاظ ادبی قدرت بیان این مطلب را ندارد و یا آنقدر شهامت روحی ندارد كه به اشتباه خود به طور صریح اعتراف كند و عذر بخواهد، این چنین شخصی را مشاور خود قرار بدهد و یك پست مهم دولتی را به او بسپارد تا نه تنها اعتراض به جای نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ایران بلكه اعتراض و ناراحتی همه ملت آگاه و متعهد ایران اسلامی به دنبال داشته باشد. » آیتالله مبشر کاشانی نیز در پاسخ به استفتایی نوشته بود: «تفکیک یهودیان اسرائیلی از سران حکومتشان معنا ندارد... بنابراین دوستی با آنها مبنای اسلامی و عقلانی ندارد ...»
پس از این اظهار نظر بار دیگر دو مرجع تقلید علیه اقدام دیگر معاون رییس دولت واکنش نشان دادند. آيتالله ناصر مكارم شيرازي در ديدار با طلاب، دانشجويان و سپاهيان گفت: « همايشي كه در تهران براي تشويق گردشگران تشكيل شده است؛ آنگونه که در اخبار و جرايد نقل شده و حاضران در اين جلسه نيز تأييد كردهاند؛ در آغاز اين برنامه، قرائت قرآن در حالي خوانده شده است كه براي رساندن قرآن به قاري، گروهي از زنان با لباس محلي و دفزنان، قرآن را در داخل سيني گذاشته و به قاري رساندند و پس از پايان قرائت قرآن، اين حركت را تكرار كردند... اگر زمان شاه چنين حركتي صورت ميگرفت، فرياد همه بلند ميشد... اگر اين خبر منتشر نميشد، به خود اجازه نميدادم، اين خبر را اعلام كنم، شرمآور است... »
آیت الله صافی گلپایگانی هم در درس خارج فقه خود «اهانت و جسارت به ساحت مقدس قرآن کریم » در این همایش که متصدی آن سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود، را شدیداًٌ محکوم و با صراحت اعلام کرد: « اهانت به قرآن قابل تحمل نیست و کسی که مسئول این سازمان است صلاحیت ندارد در این جایگاه باشد... این اشخاص صلاحیت ندارند در مصدر کار باشند. چنين رفتارهايي، علناً اهانت به احکام دين و قرآن است... در رأس سازمان ميراث فرهنگي بايد ازمتدينترين و صالحترين افراد باشد تا بتواند حتي بر روي گردشگران تاثير فرهنگي بگذارد نه اينکه خود تحت تاثير آنان قرار گيرد. »
تازه در سکوت برخی آیات عظمی در این سالها نشانی دیگر از عرف حاکم بیرون از حوزه حکمفرما بود و سکوت آنان به نوعی فاصله دو چندان از حوزه را نشان می دهد. مدیر سابق حوزه علمیه قم – حجت الاسلام و المسلمین سید هاشم حسيني بوشهري – که در بطن انتقادات مراجع بود، در روزهای آغازین ترک این سمت در گفت و گو با هفته نامه «شهروند امروز» به روشنی این رخداد میان نهاد مرجعیت و دولت را تشریح کرده بود: « شما از كفنپوشيدن طلبهها در آن روزها { دولت خاتمی } سخن ميگوييد، در مقابل، آن روز ابراز گلايههاي مراجع كمتر بود. آن كساني كه وارد صحنه ميشدند، طلبههاي جوان و اساتيد مياني حوزه بودند. ولي در اين دوره، در بحثهايي همچون ورود زنان به ورزشگاه و امثال ذلك ميبينيد كه مراجع به ميدان ميآيند... امروز مراجع منتقد هستند... »
***
پس سال 87 همچون سال 85 نبود؛ انتقادات همچون آن سال بود، اما پایان آن به گونه ای دیگر رقم خورد و در طریق تمکین نسبت به آرای نهاد مرجعیت قرار نگرفت و همه آه و ناله زعمای قوم جز در میان مقلدین و متشرعان گوش شنوایی نداشت. امسال دولت آکنده از شعارهایی بر مبنای ارزش های اسلامی نه تنها حاضر به عزل یک مدیر نشد، بلکه همواره این مدیر در نزدیک ترین کرسی در کنار رییس دولت قرار گرفت؛ این هم تاریخ نهاد مرجعیت در سال 87.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...