گفتوگو با آيتالله علي افتخاري گلپايگاني
آيتالله گلپايگاني به نظام خدمت كرد
آيتالله شيخعلي افتخاري گلپايگاني، از قدماي بيت آيتالله العظمي گلپايگاني و از شاگردان ايشان بوده است. ارتباط او با آيتالله گلپايگاني آنچنان بود كه در ميانه گفتوگو، هنگام نقل خاطرات اشك از چشمان كمسوياش روانه شد و لحظاتي سكوت، فضاي اتاقي در بيت آيتالله را فرا گرفت. اين مدرس 75 ساله حوزه از جايگاه استاد گفت و نگاه ايشان را ترسيم كرد.
***
اولين آشنايي حضرتعالي با مرحوم آيتالله گلپايگاني چه زماني بود؟ ايشان در آن دوره به چه اموري مشغول بودند؟
يكي از نمونههاي بنده صالح خدا، حضرت آيتالله العظمي مرحوم آقاي گلپايگاني(ره) بودند. موقعيت و جايگاه بندگان صالح خدا مقام كوتاهي نيست. آشنايي بنده با ايشان، به مدتي طولاني به بيش از 55 سال قبل برميگردد. هنگامي كه من وارد قم شدم، ايشان در منزل خودشان درس ميگفتند و حتي منبر ميرفتند كه در اين جلسه براي طلاب و متدينين بازار، عروهالوثقي مرحوم آيتالله سيدمحمد كاظم طباطبايي(ره) را تدريس ميكردند. البته در ضمن مسائل فقهي، تذكرات اخلاقي هم ميدادند. بازاريان متدين آن دوره بسيار به ايشان ارادت داشتند و ايشان هم در مسجد حسينآباد قم نماز ميخواندند. در روزهاي ابتدايي حضور در قم، اولين فقيهي كه خدمتشان رسيدم، ايشان بودند كه دامان محبت، لطف و علاقه را گشودند.
جايگاه علمي و فقهي ايشان در آن دوره چگونه بود؟
ايشان در مرحله بسيار بالايي از فقاهت و اجتهاد قرار داشتند. آنچه براي من ملموس و محسوس بود، تعريف حضرت بقيهالله(عج) درباره علماي عظام است. ايشان فرموده بودند: «من كان من الفقها، صائنا لنفسه،حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامرمولاه» يكي از مصاديق بارز فقهايي كه در اين فرمايش حضرت آمده است، مرحوم آيتالله گلپايگاني(ره) بودند.ايشان حافظ دين بودند و اينگونه نبود كه هر ساعتي اين طرف يا آن طرف بروند. ايشان فقيه رباني، محقق و دقيق بودند. در يك مسئله مدت مديدي كار تحقيقي ميكردند تا اينكه در مقام افتاء برميآمدند. فتوي ايشان آرامش خاطر ميآورد. همچنين مرحوم آقاي گلپايگاني به هرچه كه ميگفتند، عمل ميكردند و نسبت به آداب و سنن اسلامي بسيار دقيق بودند. ايشان در طول 50 سال، قبل از اذان صبح مسافت طولاني و پرنشيبي را طي ميكردند تا در حرم حضرت معصومه(س) حضور يابند و به تهجد بپردازند و سپس نماز صبح را اقامه كنند.
شاگردان ايشان كه به ياد داريد، چه كساني بودند؟
مرحوم آيتالله علوي (داماد بزرگ ايشان)، آيتالله العظمي لطفالله صافي، مرحوم آيتالله مشكيني، آيتالله شريباني، مرحوم آيتالله عبدالرحيم رباني شيرازي و... اينها افرادي بودند كه در درس ايشان شركت ميكردند.
در كنار تلمذ از مرحوم آقاي گلپايگاني، در درس كدام يك از علما حضور مييافتيد؟
درس مرحوم آيتالله بروجردي، مرحوم امام(ره)، مرحوم علامه طباطبايي و...
تفاوت تدريس اين عالمان در چه مسائلي بود؟
در شيوه درسي مرحوم آقاي گلپايگاني،به دقت و تامل، روايت بررسي ميشد. مرحوم امام(ره) هم با اينكه در فلسفه و حكمت استاد بودند، اما در كرسي فقاهت، رشتههاي فلسفي و حكمت كنار ميرفت. ايشان حالت تعبدي براي استفاده از روايات داشتند. مرحوم علامه طباطبايي(ره) هم درياي مواجي از اصول و فقه و فلسفه و تفسير بود، اما حرف نميزد، مگر اينكه حرفش در راه خدا باشد.
روش و شيوه سياسي آيتالله گلپايگاني و مبناي آن چطور بود؟
نميدانيد كه مرحوم آقاي گلپايگاني چقدر به اين نظام خدمت كردهاند. براي مردم واضح نيست. در همان روزهاي اول انقلاب، آقا برنامههاي نظام را تاييد كردند. از ايشان پرسيده شد: آيا ميتوان كوپنها را فروخت يا به ديگري داد؟ آقا فرمودند: من خلاف مقررات را اجازه نميدهم. همچنين ميفرمودند: اگر ما بخواهيم دستورات نظام را تاييد نكنيم، سنگ روي سنگ قرار نميگيرد.
روابط ايشان با مرحوم امام چگونه بود؟
مرحوم آقا در مناسبتهايي كه پيش ميآمد، ميفرمودند: امروز چون كه اسم اسلام به نام آقاي خميني در كشورهاي ديگر راه پيدا ميكند، بايد آقاي خميني را حفظ كنيم. بايد براي موفقيت ايشان دعا كنيم. دو سه بار من از طرف مرحوم آيتالله العظمي گلپايگاني(ره) به طور خصوصي نامه خدمت امامخميني بردم. ايشان در مورد آقا دعا ميكردند و ميفرمودند: من خدا را شكر ميكنم كه مثل آقاي گلپايگاني را در اين شرايط زمان براي ما فراهم فرمودهاند.
آيا خاطرهاي از ايشان به خاطر داريد؟
آن روز (25 شوال) كه آيتالله العظمي گلپايگاني مراسمي براي شهادت حضرت امام صادق(ع) در مدرسه فيضيه برگزار كردند، وضعيت آشوبزده بود و آثار فتنه و اضطراب پديدار شده بود. عدهاي از ارادتمندان آقا خدمت ايشان رسيدند و گفتند: به مدرسه فيضيه نرويد. وضع مدرسه عادي نيست. عده و نفراتي كه به اسم مستمع در مدرسه حضور يافتهاند، مستمع نيستند. آقا فرمودند: ما مردم را دعوت كرديم كه براي امام صادق(ع) عزاداري كنند. اگر خودمان حاضر نشويم، صحيح نيست. اين مسئله نشاندهنده شخصيت يك عالم عامل است. يك خاطره ديگر اينكه؛ آن روزي كه خبر فوت مرحوم آيتالله آقا مصطفي خميني را آوردند بنده در همين منزل خدمت ايشان بودم. يك مرتبه حضرت آيتالله العظمي گلپايگاني فرمودند: انالله و انااليهراجعون. فلاني (بنده) بلند شويد، به منزل آقا مرتضي حائري [پدرخانم حاج آقا مصطفي] برويم. حالت اضطرابي پيدا كردند و برخاستيم و به منزل آيتالله حائري(ره) رفتيم. پس از تسليت به ايشان، آقا فرمودند: فردا شب از طرف ما براي حاج آقا مصطفي مجلس فاتحه برگزار شود. آن زمان، زماني بود كه بردن اسم آقاي خميني ممنوع بود و كسي جرات بيان نام ايشان را نداشت. بنده به ايشان گفتم: آقا! با اين شرايط ميگذارند كه مجلس فاتحه برگزار كنيم. آقا فرمود: بايد به وظيفه عمل كنيم؛ چه آنها بگذارند و چه نگذارند. به نظر بنده اين مجلس اولين منشاء شكلگيري انقلاب بود.
با توجه به اينكه مدافعان كتاب شهيد جاويد از روحانيون مبارز و انقلابي بودند، چرا ايشان به صراحت به مخالفت با آنان پرداختند؟
آقا در دين بسيار متعصب بودند. ايشان هركجا كه نسبت به مسائل ديني خلافي ميديدند، با گفتن، اطلاعيه، نامه نوشتن و... با آن برخورد ميكردند. ايشان ميفرمودند كه اگر خلاف صورت گيرد، به مردم ميگويم با آنها برخورد كنند.
پس از انقلاب، آيا ايشان از برخي سياستهاي دولتمردان گلهمند نبودند؟
ارتباط آقا با آيتالله خميني محرز و مسلم بود. ايشان ميفرمودند: جمهوري اسلامي بزرگترين نعمتي است كه خداوند به ما داده است، به شرط اينكه مسئولين آن را حفظ كنند. البته مسائل ديگري هم بود.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...