افول علم اخلاق در مكتب تهران

 

سالنامه شهروند: امسال «شيخ‌احمد مجتهدي» و «ميرزاعبدالكريم حق‌شناس» دو استاد ارشد مكتب تهران در گذشتند؛ هر دو تدريس اخلاق را بر ديگر دروس حوزه‌هاي علميه ترجيح مي‌دادند و بسيار عاميانه مباحث درسي و توصيه‌هاي اخلاقي خويش را مطرح مي‌كردند تا براي عموم قابل فهم باشد.

مجتهدي سالها «مدرسه حاج ملاجعفر» را مديريت مي‌كرد و بر تمامي رفتار و سكنات طلاب اين مدرسه نظارت مي‌كرد تا از ذي‌طلبگي خارج نشوند. نظم و انضباط، سادگي و عدم مشغوليت طلاب به مسائل دنيوي از ويژگي‌هاي مديريتي اين عالم ديني تهران بود. نحوه اداره مدرسه مجتهدي به گونه‌اي بود كه تمامي علماي قم، تهران و ساير بلاد و حتي شخصيت‌هاي طراز‌اول سياسي از آن به نيكي ياد مي‌كردند و برخي از بزرگان سياسي، فرزندانشان را به اين مدرسه مي‌فرستادند. مجتهدي اگرچه همواره بر زي‌طلبگي تاكيد مي‌كرد و دغدغه‌اش حفظ مكتب تهران بود؛ اما شاگردان او با توجه به نحوه پرورش آنان به مسندهاي والايي در نظام جمهوري اسلامي نائل آمدند و برخي از آنان در مسير رويدادهاي پس از انقلاب شهيد شدند؛ رضا استادي،‌محسن خرازي، ناطق نوري، محتشمي‌پور، كمال خرازي، حسن غفوري‌فرد، و شهدايي همچون مصطفي چمران، غلامحسين حقاني، محمد‌جواد تندگويان، محمدعلي فياض‌بخش، محمود قندي، محمد بروجردي و سيد‌مجتبي صالحي خوانساري. اما دغدغه مجتهدي، امور سياسي نبود و حاضر نمي‌شد كه براي رفتارهاي سياسي هزينه‌اي را بر مدرسه‌هاي علميه تحميل كند؛ اگرچه برخي گزارش‌ها پس از وفات ايشان مبني بر سياسي انگاشتن فعاليت‌هاي آيت‌الله مجتهدي منتشر شد و افرادي هم غيرسياسي ناميدن مجتهدي را به معناي ترويج سكولاريسم تلقي كردند.

***

درباره انتشار چند سند از ساواك جهت سياسي قلمداد كردن آيت‌الله مجتهدي، مي‌توان گفت كه رژيم شاه به دليل سكولار بودن و از سوي ديگر فربه بودن نهادهاي امنيتي اين رژيم، هر كنش و رفتاري كه صبغه ديني و مذهبي به خود مي‌گرفت، به آن حساسيت نشان مي‌داد. از سوي ديگر سياسي نبودن مجتهدي، به معناي حمايت او از رژيم وقت نبود، همانطور كه بسياري از روحانيوني كه در جريان نهضت اسلامي رهبر انقلاب حضور نداشتند، روي خوشي به سياست‌هاي غيرديني و گاهي ضد‌ديني دولت پهلوي نشان نمي‌دادند. همچنين براساس اين چند سند نيز مي‌توان رفتارهاي مذهبي صرف مجتهدي را به نظاره نشست که در يكي از اسناد از قول او آورده‌اند:«در اين موقع كه دولت مي‌خواهد آهسته‌آهسته عمامه را بردارد، من مشغول هستم، يك عده جوان تازه‌نفس را آ‌ماده نموده و به سرشان عمامه بگذارم تا ببينم من غالب مي‌شوم يا دانشگاه ضد روحانيت.» يا دربندي از پاراف مامور ساواك بر این سند از واژه «چنانچه بخواهد» استفاده و نوشته شده است:«چنانچه بخواهد، جوانان را عليه دولت تحريك نمايد، جلوگيري از آن خيلي مشكل است.» از سوي ديگر، ديدار ايشان با امام در سفري به عراق يا دريافت وجوهات شرعيه ايشان در تهران نمي‌تواند نشاني از رفتارهاي سياسي مجتهدي باشد، چرا كه‌امام در كنار رهبري نهضت اسلامي عليه رژيم پهلوي، يك مرجع تقليد نيز بود.

***

اما درباره سكولار ناميدن معتقدان به سياسي نبودن مجتهدي، به اين نكته مي‌توان اشاره كرد كه حوزه‌هاي علميه براساس جغرافياي مكاني داراي تفاوت‌هايي هستند؛ مكتب قم، نجف، مشهد و اصفهان، كه تهران هم از اين امر مستثني نيست. همچنين برخي از مدرسان اين حوزه‌ها نيز به بخشي از علوم حوزوي علاقمند هستند و تمسك به اين علوم را باعث سعادت بشري و جزو وظايف طلاب قلمداد مي‌كنند؛ همانطور كه برخي بزرگان برفلسفه و تفسير تاكيد مي‌كردند و برخي از مراجع بر فقه و فقاهت. لذا مكتب تهران آنچنان به فقه علاقه‌اي نشان نداده است و تنها چند فقيه بزرگ در تاريخ مكتب تهران مي‌توان نام برد. از اين رو اين مكتب بيشتر در عرصه اخلاق و فلسفه يا مراودات سياسي در كنار تدريس و تحصيل علوم حوزوي گام برداشته است. آيت‌الله مجتهدي هم در زمره علماي اين مكتب بود كه «اخلاق» را بيش از ساير علوم حوزوي مي‌پسنديد. حال با درگذشت ايشان و مرحوم حق‌شناس، دو استاد اخلاق مكتب تهران و رنگ باختن فلسفه در اين مكتب، ميدان براي روحانيون علاقمند به سياست كه از علوم حوزوي نيز دور نمانده اند، مهيا شده است و مي‌توان گفت، مكتب تهران تنها در دستان «روحانيون سياسي» قرار گرفته است.