دعاهایمان مستجاب شد، اما...
دعاهایمان مستجاب شد و تحکیمیها به دامان خانوادههايشان بازگشتند. آنان پس از آزادي ميخنديدند و خوشحال بودند. اما خوشحالتر از آنان خانوادههايشان بودند. مي دانم كه چه سخت است، پدري يا مادري فرزندي كه مايه افتخار اوست، را در پشت ميلههاي زندان ببيند و در آرزوي لحظات آزادي او بگريد. آنان آزاد شدند، اما همچنان گلايه خانوادههايشان از در بند شدن آنها باقي است و نميپذيرند كه آنان مجرمانه به اوين رفتند. كاشكي آنان بازداشت نميشدند ولااقل حالا كه اين اتفاق افتاده است، پروندهاي برايشان در دادگاه تشكيل نشود...
اما همچنان نگران دوست و همكارمان فرشاد قربانپور هستيم. خبرنگاري كه اكنون در بازداشت است و خانواده او توان پرداخت وثيقه را ندارند. چه تلخ است كه خانواده اي در نبود عزيزش گريان باشد و آغوش گرفتن او را طلب كند، اما توان مالي آن را نداشته باشد. راستي اگر خبرنگاران بر مبناي فرمايش آقايان به پولها و ثروت بيكران آن طرف آبي متصل هستند، پس چه گونه است كه حتي يك سند ملكي در دستان خانوادههاي آنان نيست؟! به هر حال اميدوارم كه قربانپور هم به زودي آزاد شود؛ برايش دعا كنيد...
از سوی دیگر همچنان سه دانشجوی پلی تکنیک در بندند؛ آن هم ۹۰ روز. احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری سه دانشجويي هستند كه عيد مبعث را در كنار خانواده خود نبودند و در گوشه خلوت سلولي در زندان اوين گذراندند. كاشكي آنان هم همچون ديگر ياران دبستاني خود آزاد ميشدند؛ اميدواريم...
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...