باز آواري ديگر بر سر روزنامه‌نگاران ايراني. آواري كه روزنامه‌نگاري را در ايران به برزخي جهنمي تبديل كرده است. آواري كه گريه سردبير را در ميان تحريريه و بغض فرو رفته شكسته شده در ميانه شب در گوشه خلوت تنهايي را به دنبال دارد. زجر توقيف يك نشريه را بايد چشيد تا آن را درك كرد. اگر آنان كه حكم به پايين كشيدن كركره‌ يك رسانه را مي‌دادند، خود روزي به اين درد مبتلا مي‌شدند، هيچگاه خودكار در دستانشان براي امضاي توقيف حركت نمي‌كرد. آقايان اگر درد بيكاري را احساس كرده بودند، ديگر صد‌ها روزنامه‌نگار را به اين ورطه رهنمون نمي‌شدند.

به هر حال شنيدن خبر توقيف يك روزنامه همچون خبر مرگ يك عزيز است. از توقيف شرق سوگوارم، همچنان كه در توقيف روزنامه خودمان يعني هم‌ميهن هم اين احساس را داشتم. امروز به جاي تبريك روز خبرنگار بايد اين روز را به خبرنگاران تسليت گفت و به مسلخ رفتن روزنامه‌نگاري مستقل ايراني را به نظاره نشست...