تبریز... قم... سفره خانه...
امروز بعد از ظهر می خواهم به تبریز بروم. شاید که چند روز تغییر آب و هوا بتواند کمی به من انرژی دهد. اما آنجا هم باید کار کنم و شاید برای تفریح وقتی نداشته باشم. با توجه به اینکه سوغاتی دیجیتالی برای ما معنایی ندارد تا به شماها اهدا کنم ولی سعی می کنم خاطره یا نوشته خوبی را به عنوان سوغاتی دیجیتالی برایتان بیاورم. به هر حال می خواستم در این هفته یک مطلبی در مورد رفتنم به قم در آخر هفته گذشته برایتان بنویسم که وقت نشد کامل و جامع برایتان نقل کنم. در آخر هفته گذشته به سفارش روزنامه برای گزارش سخنرانی پورمحمدی وزیر کشور در جمع طلبه های مدرسه علمیه معصومیه به قم رفتم اما پورمحمدی به دلیل بمب گذاری های اخیر در اهواز جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ خود را که به دعوت بسیج این مدرسه قرار بود برگزار شود لغو کرد. اما دو تا از دوستانم را دیدم و آنان انتقاداتی را به وبلاگم بیان کردند. در حاشیه این دیدار در یک سفره خانه سنتی هم دو تا از مامورانی که در آذر پارسال مرا بازداشت کرده بودند به چشمم آمدند که مرا به یاد آن ایام نامیمون انداختند و حضور آنان ناراحتی های آن دوران را که برای خانواده و همسرم ایجاد کرده بودند در من زنده کردند و به یادم آوردند.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...