«زماني كه شوراي شهر تهران [دوره دوم] قصد داشت احمدي‌نژاد را به عنوان شهردار تهران انتخاب كند، وزير اطلاعات [يونسي] اظهار داشت: خوب نيست احمدي‌نژاد شهردار تهران شود، مشكل پيش مي‌آيد، ايشان داراي پرونده در استانداري اردبيل هستند. من پيش ايشان رفتم و در اين مورد بحث كردم. خطاب به جناب آقاي يونسي گفتم: چطور سيستم اطلاعات شما اجازه مي‌دهد كه شخصي مانند ملك‌مدني كه فوق‌ديپلم نساجي دارد، بيايد و شهردار تهران شود و تيم اطلاعاتي شما به احمدي‌نژاد گير مي‌دهد؟ به جناب يونسي همان موقع گفتم: احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ماست و شهرداري براي او دست‌گرمي است، اگر مي‌خواهيد فكري كنيد، فكري براي رئيس‌جمهور شدن وي كنيد. البته آن زمان فكر رئيس‌جمهور شدن احمدي‌نژاد مطرح نبود و صحبت برنامه ما اين نبود. ولي من اولين كسي بودم كه بحث رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد را خطاب به جناب آقاي يونسي مطرح كردم. البته ما خود نيز فكر نمي‌كرديم كه احمدي‌نژاد بتواند اين مقدار آرا را كسب كند. تا 15 روز قبل از برگزاري انتخابات [رياست‌جمهوري دوره نهم] آراي وي پايين بود. ولي بعد از آن بود كه سونامي احمدي‌نژاد ايجاد شد.»

هنوز چند ساعتي از اعلام نام «محمود احمدي‌نژاد» به عنوان‌ «رئيس‌جمهوري ايران» نگذشته بود كه «محمدرضا باهنر» رئيس ستاد انتخاباتي «علي لاريجاني»، كانديداي رقيب احمدي‌نژاد در رقابت‌هاي درون‌گروهي اصولگرايان در عصر روز شنبه چهارم تيرماه 84 در جلسه ماهانه جامعه اسلامي مهندسان اين سخنان را بيان كرد. او رندانه چرخش سياسي خود را به نمايش گذاشت تا احمدي‌نژاد را از آن خود كند. چراكه او معتقد بود: «80 درصد مملكت قوه‌مجريه است و اگر نباشد، ديگر چيزها باد هواست.»

باهنر در همان جلسه خطاب به احمدي‌نژاد كه چند ساعتي از رئيس‌جمهور شدنش نگذشته بود، مثل معروف «گذشته‌ها گذشته است» را به‌گونه‌اي رسمي بيان كرد: «رقابت‌ها در حال حاضر پايان گرفته و بايد اكنون دوستي را آغاز كرد و فضا را به سمت دوستي و وحدت پيش برد.» احمدي‌نژاد اين تقاضاي دوستي باهنر را با ايفاي نقش او در چينش كابينه دولت نهم لبيك گفت. البته در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري، باهنر مقدمات اين لبيك را فراهم كرده بود، او در 29 خرداد 84 در جمع خبرنگاران پارلماني، در حالي كه هاشمي‌رفسنجاني و احمدي‌نژاد در حال رقابت بودند، از ميزان‌ آراي احمدي‌نژاد در دور اول انتخابات ياد كرد و گفت: «در تهران از ساعت 10 صبح مشخص شده بود كه احمدي‌نژاد بيشترين آرا را به‌دست آورده است... اگر كساني نتيجه آرا را نمي‌پسندند تلاش نكنند زخمي بزنند.» او به صراحت از تغيير موضع همراهانش در حمايت از لاريجاني در 15 روز مانده به انتخابات پرده برداشت: «در 15 – 10 روز آخر نيروهايي (در شوراي هماهنگي نيرو‌هاي انقلاب) كه احساس مي‌كرديم مي‌توانند با ما هماهنگ باشند (در حمايت از لاريجاني) تشخيص‌شان عوض شد، ما هم كه حزب تشكيلاتي و سازماندهي نداريم و قرار است ارتباطات‌مان قلبي باشد، به‌محض اينكه متوجه شديم، اجازه داديم بروند از احمدي‌نژاد حمايت كنند.»

اين مقدمه‌چيني باهنر باعث شد كه به عنوان دبيركل يكي از احزاب اصولگرا و نايب‌رئيس مجلس نقش جدي‌اي در جلب حمايت اكثر اصولگرايان كه در انتخابات، كانديدايشان احمدي‌نژاد نبود، از دولت تركيب، كابينه و همچنين‌ راي اعتماد به اين كابينه از سوي مجلس هفتم ايفا كند.

او در جاي‌جاي سخنان خود «پيوند احمدي‌نژاد و باهنر»‌را مدنظر قرار مي‌داد و بر اين مبنا عمل مي‌كرد تا «80 درصد مملكت» را از دست ندهد. باهنر حتي در كوران گلايه‌هاي اصولگرايان از عملكرد دولت نهم در مورد اقتصاد دولتي، نقد شديد‌اللحن احزاب و حذف يارانه آنان، عدم مشورت با اصولگرايان در انتخاب مديران دولتي و حذف برخي مديران و چالش ميان اصولگرايان مجلس هفتم با دولت همواره بر اين نكته تاكيد كرده است كه «مجموعه اصولگرايان كشور، حامي دولت بوده و اميد موفقيت روزافزون او را دارند... اتحاد دولت و مجلس بيش از گذشته بايد در صحنه جامعه متبلور شود... همت دولت نهم متمركز بر خدمت‌رساني به طبقات فقير جامعه است... شهادت مي‌دهم كه دولت نهم در تشنگي خدمت‌رساني بدون منت به مردم بي‌نظير است.»

اين دفاع باهنر از احمدي‌نژاد و دولت او كه با موانعي نه از سوي جريان‌هاي اصلاح‌طلب، بلكه از سوي منتقدان اصولگرايش روبه‌روست، بي‌اجر و پاداش نمانده است. او از همان ابتداي شكل‌گيري كابينه دولت نهم، وزرا و همراهان احمدي‌نژاد را از ياران و نزديكان خود قرار داد.

مجتبي ثمره‌هاشمي، خواهرزاده باهنر مشاور ارشد احمدي‌نژاد شد و پس از اندك‌زماني پا در جاي پاي پسر احمد جنتي، دبير شوراي نگهبان گذاشت، انتخابات شوراي شهر و خبرگان اخير را مديريت كرد و معاون سياسي وزير كشور شد. همچنين محمدمهدي زاهدي، وزير علوم شاهد پيروزي باهنر در انتخابات مجلس هفتم از شهر كرمان بود كه رياست ستاد انتخاباتي او را در اين انتخابات بر عهده داشت. برخي وزرا و مديران مياني نيز در كانون توجهات باهنر جاي داشتند و دو برادر ثمره هاشمي نيز در مقام معاونت وزير قرار گرفتند. اين قدرت سياسي باهنر، شايد بيش از هر گروه و تشكيلات قدرتمند سياسي در چينش كابينه احمدي‌نژاد تاثيرگذار بود. گرچه او در مجلس به دليل قرارگرفتن در سمت نايب‌رئيس مجلس هفتم و رئيس فراكسيون اصولگرايان، نطقي آتشين در دفاع از كابينه به نمايش نگذاشت، اما لابي و رايزني‌هاي او آنچنان عيان و شفاف بود كه خودش نيز سعي در كتمان آن نداشت. او در حاشيه مراسم يادبود مرحوم سيدرضا زواره‌اي در شهريور 84 به خبرنگاري كه پرسيد: «چرا با وجود شدت طرفداري از احمدي‌نژاد نطقي در حمايت از وي [در جريان راي اعتماد به كابينه] انجام نداديد؟»، گفت: «حمايت فقط محدود به نطق نيست.» ما در حال لابي و گفت‌وگو نيز بوديم و سعي كرديم كه زمينه را براي راي‌اعتماد فراهم كنيم.»

او همچنين در دفاع از تشكيك‌هايي كه در مورد راي‌اعتماد محمدمهدي زاهدي، وزير علوم در رسانه‌ها مطرح شد، به ايسنا گفت: «در روز راي‌گيري 284 كارت راي توزيع شد كه با توجه به كف 142 راي، آقاي زاهدي 143 راي آورده، لذا هيچ اختلافي وجود ندارد.»

اين كابينه، كابينه‌اي پرگلايه بود. چراكه رئيس‌جمهور سعي نكرده بود از مشورت برخي احزاب منتقد اصولگرا سود بجويد و آنان از تركيب آن كاملا بي‌اطلاع بودند. با اين حال، احمدي‌نژاد نيازمند آن بود كه پس از راي اعتماد و آغاز مديريت دولت نهم، فرياد انتقادآلود اصولگرايان بر فراز رسانه‌ها شنيده نشود. دولت بار ديگر به رايزني‌هاي محمدرضا باهنر محتاج شد و او هم بدون هيچ‌گونه تاملي اين مسير را برگزيد.

باهنر در جمع دبيران استان و شهرستان‌هاي حزب موتلفه اسلامي در اواخر شهريور 84 حضور يافت و به دفاع جانانه از كابينه احمدي‌نژاد پرداخت: «دكتر احمدي‌نژاد با اين ليست [وزراي كابينه] به قول خودش آن حلقه 100، 150 نفري را كه مديران اصلي فقط از ميان آنها انتخاب مي‌شدند، شكست... در چهار دولت گذشته فقط تحصيلات و تجربه حداكثر هفت وزير معرفي‌شده متناسب با وزارتخانه مربوطه بود. اما در دولت فعلي تحصيلات و تجربه 15 نفر از وزرا مرتبط با وزارتخانه مربوطه‌شان است... در اين دولت تناسب موج مي‌زند... مجلس نتوانست با مسامحه به چهار وزير ديگر نيز راي بدهد. البته كه اگر سه نفر از اينها براي وزارتخانه‌هاي ديگر معرفي مي‌شدند، از مجلس راي بالايي مي‌گرفتند.»

***

باهنر اين سياستمدار 55 ساله راستگرا كه در ميان راستگرايان كلاسيك و جديد در رفت‌وآمد است، عملگرايي را بسيار دوست مي‌دارد. او سعي مي‌كند در هر رويداد بزرگ و كوچك سياسي راه فراري را براي خود در نظر بگيرد. امروز اگرچه احمدي‌نژاد بر كرسي رياست قوه‌مجريه تكيه زده، اما باهنر آينده حيات سياسي خود را به اين دولت گره نزده است. راه فرار او از اين دولت، انتقادات آرام و محتاطانه‌اش نسبت به سياست‌هاي اقتصادي است. چراكه ريشه سياسي باهنر با نظرات راستگراي اقتصادي‌اش كه مغاير با سياست‌هاي دولت نهم است، عجين است و در اين عرصه قرابت سياسي او با راستگرايان كلاسيك همچون موتلفه رخ‌نمايي مي‌كند. حمايت او در انتخابات رياست‌جمهوري دوره هفتم از «علي‌اكبر ناطق‌نوري» و همراهي‌اش با اين كانديدا كه رياست شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب را برعهده داشت و همچنين رياست ستاد انتخاباتي علي لاريجاني در انتخابات اخير رياست جمهوري تار و پود فكري – سياسي باهنر را به نمايش مي‌گذارد. او كه عملگراست، فقط در اين دو بستر گام برنداشته است، در اين چند سال همراه با يارانش در جامعه اسلامي مهندسين حتي به ديدار اصلاح‌طلباني همچون «مهدي كروبي» در اواسط دي‌ماه 84 رفت و كمال خرازي، وزير امور خارجه دولت اصلاحات در مرداد 85 در همايش دبيران استان‌هاي جامعه مهندسين در كنار محمدرضا باهنر، مرتضي نبوي، حسن غفوري‌فرد و غلامحسين اميري چهار عضو ارشد اين تشكل به سخنراني پرداخت و توصيه‌هاي انتقادآميز خود را نثار دولت احمدي‌نژاد كرد. باهنر حتي در كنار حمايتش از احمدي‌نژاد، در نطق پيش از دستور مجلس در 28 آذر 85 با اشاره‌اي به آراي «هاشمي‌رفسنجاني» در انتخابات خبرگان، ارادتش را به هاشمي اينگونه بازگو كرد: «فاصله بسيار خوب و معنادار راي جناب آقاي هاشمي‌رفسنجاني حفظ‌الله در تهران، نشانه روشني از عدم تاثير گرايش برگزاركنندگان انتخابات در نتيجه انتخابات است.»

از سوي ديگر، تمام تلاش باهنر در انتخابات شوراي شهر تهران بر اين امر متمركز بود كه با وجود ارائه ليست از سوي هواداران احمدي‌نژاد و قاليباف، انتخابي به صورت علني از سوي او، جامعه مهندسين و حتي جبهه پيروان امام و رهبري صورت نگيرد و ليستي از سوي آنان منتشر نشود تا رابطه‌اش با يكي از اين دو جريان اصولگرا مخدوش نشود. اما در نهايت ليستي مشترك با اين جريان و چند كانديداي اختصاصي منتشر شد كه البته اين ليست هم حد وسط بود و به لابي‌هاي سياسي‌اش ضربه‌اي وارد نكرد. البته در كنار اين دغدغه، او در جريان اين انتخابات به صراحت از «شيباني و چمران» كه در ليست ستاد حاميان دولت قرار نگرفته بودند، حمايت كرد و به خبرنگار ايسنا گفت: ما از آقايان شيباني و چمران و دوستاني كه در شوراي شهر كارآمد بوده‌اند، حمايت مي‌كنيم. گويي اين روي‌خوش او به جناح حاميان قاليباف نيز در جهت تقويت ارتباطش با اين جريان طراحي شده بود. اكنون باهنر به عنوان حلقه واسط تمامي گروه‌هاي اصولگرا و مرتبط با تك‌تك آنان در فضاي انتخاباتي مجلس هشتم به سر مي‌برد و اين فضا بستر ديگري را براي صعود سياسي او فراهم مي‌كند؛ بستري كه او در نشست جلسه ماهيانه جامعه مهندسين زيرسازي‌اش را آغاز كرد و با قاطعيت از «تدوين منشور اصولگرايي» جهت وحدت اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم خبر داد و همفكر قديمي‌اش يعني «محمد جواد لاريجاني» در همين جلسه او را به محور همگرايي ميان اصولگرايان تشويق كرد. اگر در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري دوره هفتم، محمدجواد لاريجاني با نيك‌براون انگليسي ديدار كرد و باهنر در سخنراني‌هايش در كنار تبليغ انتخاباتي ناطق‌نوري، لاريجاني را از ياد نبرد و برابر پرسش‌هاي مدعوين از او دفاع مي‌كرد، اما امروز همفكران او به كمكش آمده‌اند تا در اين بستر سياسي كنوني باهنر، فرشته‌نجات‌بخش اصولگرايان شود و بر فراز اين اردوگاه خيمه زند.