حلقههاي تو در تو در خبرگان چهارم
جريانها و فراكسيونهاي مجلس خبرگان دوره چهارم همچون حلقههايي تودرتو شكل گرفته است كه نسبت به دورههاي پيشين، اين مساله جديتر شده است. هر كدام از فراكسيونها با سايرين اشتراكاتي دارند و تعلقات سياسي، فكري، ايدئولوژيك، سازماني و... در برخي از اين اشتراكات تاثيري متفاوت ميگذارد و گاهي همچون دو مخالفالجهت همديگر را خنثي ميكنند. اصلاحطلبان حاضر در اين مجلس كه از اعضاي مورد حمايت دو حزب اعتماد ملي و كارگزاران هستند، با اعضاي ليست انتخاباتي كارآمدي و جامعتين مرتبطاند كه اين ارتباط، نه ارتباط فراكسيوني، بلكه ارتباط بخشي از داخل يك فراكسيون با بخشي ديگر از فراكسيون روبهرو است. به اين معنا كه اعضاي مورد حمايت اعتماد ملي بيشتر با گروه «كارآمدي» در آستانه انتخابات همراهي داشته و حزب كارگزاران با «جامعتين» البته ارتباط كارگزاران نيز با بخشي از جامعتين يعني «جامعه روحانيت مبارز» نزديكتر است. همچنين از ديگر سو بخشي از جامعتين يعني «جامعه مدرسين» ارتباطي هم با «هواداران آيتا... محمدتقي مصباحيزدي» دارد.
«كارآمدي»ها هم ارتباطي جدي همراه با مرزبندي را با «جامعتين» به نمايش ميگذارند، اما از ديگر سو با «هواداران آيتا... مصباحيزدي» به دليل فعاليت گذشته اين جريان ارتباط كوچكي را نشان ميدهند. جريان «كارآمدي» در آستانه انتخابات توانسته بود، با بخشي از اصلاحطلبان يعني «حزب اعتماد ملي» تعاملات مثبتي را شكل دهد. اين ارتباطات تا حدي فراكسيونهاي داخلي مجلس خبرگان را تودرتو ميكند و پيوند مابين فراكسيوني حتي بخشي از يك فراكسيون با بخشي ديگر از يك فراكسيون را نيز شكل ميدهد و معادلات داخلي مجلس خبرگان چهارم را پيچيده ميكند.
مجلسي كه از منظر سياستمداران داخلي و خارج به دليل وظيفه بزرگ آن يعني «عزل و نصب» عاليترين ركن نظام جمهوري اسلامي ايران در آماج توجهات قرار گرفته است، بهگونهاي كه در آستانه انتخابات اخير خبرگان رهبري، اين انتخابات مورد چشمداشت احزاب، گروهها و صاحبان تفكرات سياسي موثر در ساختار قدرت قرار گرفت و آمدن يا نيامدن حتي يك كانديدا گاهي چندين خبر را به خود اختصاص ميداد. اصلاحطلبان اعم از تشكلهاي روحانيون حامي اين جريان همچون مجمع روحانيون مبارز و مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم تا احزابي فراگيرتر همچون جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب و كارگزاران - البته تحت لواي اين دو تشكل مختص روحانيون- از رايزنيهاي خود خبر ميدادند و حزب اعتماد ملي بهتنهايي به دنبال ارائه ليستي هماهنگ با تفكرات خود بود، جامعه مدرسين و جامعه روحانيت با يكديگر سخن ميگفتند تا ليستي واحد را از جانب تمامي اصولگرايان ارائه دهند، شاگردان آيتا... محمدتقي مصباحيزدي نيز به همراه برخي از اصولگرايان حامي شخص رئيسجمهور از سازماندهي ستادهاي خودجوش سخن به ميان آورده بودند. با آغاز ثبتنام براي انتخابات خبرگان برخي از اصلاحطلبان با گلهمندي از نحوه تأييد صلاحيتها و شركت در آزمون شوراي نگهبان حاضر به ثبتنام شدند و چندتايي هم به امتحان ورودي نرفتند و برخي هم رد صلاحيت شدند. البته «حزب اعتماد ملي» همچنان پرتوانتر از ساير گروههاي اصلاحطلب به ارائه ليست مشغول شد و در كنار اين تشكل، كارگزاران نيز به همراه خانه كارگر و حزب اسلامي كار كانديداهاي خود را معرفي كرد. اعضاي ارشد «شاگردان مصباحيزدي» نيز اين بار همچون برخي از اصلاحطلبان در آزمون شوراي نگهبان رد شدند و ليست آنان تكميل نشد و نصفه و نيمه در رقابتهاي انتخاباتي باقي ماندند. همچنين جامعتين به جز كردستان و گلستان براي ساير استانها ليستي ارائه كرد و اعضاي ارشد اين دو تشكل يعني جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران در رقابتها حضوري جدي يافتند. لذا دايره رقابت در انتخابات خبرگان دوره چهارم بر اين اساس با عدم ارائه ليست از سوي مجمع روحانيون مبارز و مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم و به تبع آنان حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، معطوف به 5 ليست در سراسر كشور شد كه هر كدام از ليستها با ساير ليستهاي ديگر اشتراكاتي داشتند كه فقط از ميان 86 عضو مجلس خبرگان 11 نفر به صورت اختصاصي از سوي اين 5 ليست اعلام شده بودند. از سوي ديگر، از هفت كانديدا نيز تمامي گروهها حمايت كردند: «سيدمحمدعلي موسويجزايري از خوزستان، هادي باريكبين از قزوين، احمد محسنيگركاني از استان مركزي، زينالعابدين قرباني از گيلان، علياصغر دستغيب از فارس و علياكبر مشكيني و سيدمحسن خرازي از تهران». اندكبودن تعداد كانديداهاي مشترك ميان تمامي گروهها نيز تاكيدي بر اين گزاره است كه مرزبنديهايي ميان اعضاي اين مجلس حاكم است و ميتوان اين مرزبنديها را در چند فراكسيون خلاصه كرد كه اين فراكسيونبندي بيشتر بر پايه حاميان كانديدا در انتخابات خبرگان ترسيم ميشود، چرا كه گروهها و احزاب سياسي مطمئنا با در نظر گرفتن سوابق سياسي كانديدا، نزديكي سياسي آنان به سياستمداران قرار گرفته در دايره جناحبنديهاي روشن و شفاف، سمتها و بستهاي فعلي و سابق آنان و تمامي جغرافياي شخصيتي كانديدا در عرصه سياسي- فكري، آنان را در ليست انتخابات خويش قرار دادند. با ملاك قراردادن اين مساله و صفر فرضكردن احتمال دخالت برخي منافع شخصي و ملاكهاي خود صاحبان و اعضاي پرنفوذ تشكلها در انتخاب كانديدا و قراردادن آنان در ليست نهايي، ميتوان پنج ليست را بهعنوان پنج فراكسيون حاضر در مجلس خبرگان رهبري دوره چهارم لحاظ كرد كه البته به دليل اشتراكات فكري- سياسي و جبههاي حزب اعتماد ملي و حزب كارگزاران ميتوان در نهايت اين پنج فراكسيون را به چهار فراكسيون تقليل داد تا پيچيدگي آرا و نظرات كاهش يابد و طبقهبندي اين مجلس ملموس و محسوس شود. با اين تفاسير در خبرگان دوره چهارم، چهار فراكسيون «جامعتين، اعتماد ملي و كارگزاران، كارآمدي و هواداران آيتا... مصباحيزدي» رخ مينمايانند و به اعلام مواضع بر سر موضوعات داخلي اين مجلس كه اكثرا غيرعلني هستند، ميپردازند كه گهگاهي مواضع اين جريانها در ساير گروهها و جناحهاي بيرون از اين مجلس تأثيري جدي ميگذارند.
فراكسيون جامعتين
فراكسيون جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران، قدرتمندترين فراكسيون و جريان در مجلس خبرگان به حساب ميآيد. اگرچه كانديداي اختصاصي اين فراكسيون كه از ليست مشترك اين دو تشكل قوام يافته، بيش از دو عضو مجلس خبرگان به نامهاي «سيدابراهيم سيدحاتمي از اردبيل و علي اصغر معصومي از خراسان رضوي» نيست، اما جايگاه اين تشكل حوزوي – سياسي، كانديداي همفكر آنان در منطقه خود و محدودبودن تعداد كانديداها عاملي شده بود كه در انتخابات اخير اكثر هواداران و حتي اعضاي اين تشكل در ليست انتخاباتي ساير گروهها حتي تشكلهاي رقيب قرار گيرد. از حدود 50 عضو جامعه مدرسين، نزديك به 30 نفر كانديداي انتخابات خبرگان بودند كه در نهايت 23 عضو جامعه مدرسين به مجلس خبرگان راه يافتند.
از «علياكبر مشكيني و سيدمحسن خرازي» تمامي گروهها و جريانها حمايت كردند و راهي مجلس خبرگان شدند.
همچنين ساير اعضاي شوراي مركزي جامعه مدرسين كه به عضويت مجلس خبرگان راه يافتند، عبارتند از: «مرتضي مقتدايي از اصفهان، سيدهاشم حسين بوشهري از بوشهر، سيدمحمود هاشميشاهرودي، ابوالقاسم خزعلي و محمدرضا فاكر از خراسان رضوي، عباس كعبينسب از خوزستان، عليرضا اسلاميان از چهار محال و بختياري، محمد مومن از قم، سيداحمد خاتمي از كرمان، حسن ممدوحي از كرمانشاه، ابوالفضل ميرمحمدي از مركزي، ابوالقاسم وافي از يزد، عباس محفوظي از گيلان، سيدمحمدحسن طاهريخرمآبادي از لرستان، صادق اردشير لاريجاني از مازندران و محمد يزدي، احمد جنتي، محمدتقي مصباحيزدي، رضا استادي مقدم، عبدالنبي نمازي و محمد محمديگيلاني از تهران كه هركدام توسط گروههاي متفاوت حمايت شدند.
با اين وجود قدرتمندترين تشكلي كه با بالاترين آمار اعضاي خود در مجلس خبرگان دوره چهارم روبهروست، «جامعه مدرسين حوزه علميه قم» است كه اعضا به همراه دبيركل يعني «علياكبر مشكيني» كانديدا شدند و اين به قدرت تشكيلاتي اين مجموعه در خبرگان افزوده است. در مقام دوم نيز «جامعه روحانيت مبارز تهران» قرار دارد كه بهجز برخي اعضاي مشترك اين تشكل با «جامعه مدرسين»، اعضاي شوراي مركزي اين تشكل همچون «اكبر هاشميرفسنجاني، حسن روحاني، محمد اماميكاشاني، قربانعلي درينجفآبادي، محمدباقر باقريكني از تهران و محمدعلي موحديكرماني از كرمان» در زمره اعضاي مجلس خبرگان دوره چهارم قرار گرفتند. البته عدم كانديداتوري «محمدرضا مهدويكني» دبيركل اين تشكل تا حدودي موضع تشكيلاتي اين مجموعه را درون مجلس خبرگان تضعيف و جايگاه «جامعه مدرسين» در خبرگان را تقويت ميكند. بدون در نظر گرفتن «عليرضا اسلاميان» كه فقط با حمايت ستاد انتخاباتي شاگردان مصباحيزدي به مجلس خبرگان راه يافت و ستادهاي انتخاباتي «محمدناصر سقايبيريا» كانديداي رد صلاحيتشده از چهار محال و بختياري را از آن خود كرد، دو نفر كانديداي اختصاصي اين تشكل، 12 نفر مشترك با تمامي گروهها، 25 نفر مشترك با كارآمدي و اعتماد ملي و كارگزاران، سه نفر مشترك با اعتماد ملي و كارگزاران و شاگردان مصباح، 5 نفر مشترك با اعتماد ملي و كارگزاران، 6 نفر مشترك با كارآمدي و شاگردان مصباح، 10 نفر مشترك با كارآمدي و 4 نفر مشترك با شاگردان «مصباحيزدي» بر كرسيهاي مجلس خبرگان دوره چهارم قرار گرفتند كه در جمع تعداد كانديداي اين دو مجموعه سياسي كه موفق به كسب آراي لازم شدند، 67 نفر است.
كانديداي اين فراكسيون نسبت به ساير فراكسيونهاي ديگر بويژه فراكسيون كارآمدي داراي معدل سني بالاتري هستند و ارتباط بيشتري با نهادهاي حوزوي و جامعه وعاظ و نمايندگيهاي وليفقيه و ائمهجمعه در شهرستانها بويژه استانها دارند.
تاثيرگذاري محدودتر فراكسيون كارآمدي در اين حوزهها و نهادهاي مشترك باعث شده است كه بيشترين اشتراك را «جامعتين» با اين فراكسيون در معرفي كانديدا داشته باشند و شايد بتوان «كارآمدي» را «جامعتين جوان» ناميد.
احتمال ائتلاف اين دو فراكسيون در مجموعه خبرگان رهبري بيش از ساير فراكسيونها وجود دارد كه اين امر تاثيرگذاري اعتمادملي و كارگزاران از يك سو و شاگردان مصباحيزدي را از ديگر سو در مجلس خبرگان بسيار محدود خواهد كرد.
همچنين اختلاف اصلاحطلبان يعني اعضاي اعتماد ملي و كارگزاران با «جامعتين»، اختلاف تاريخي و ريشهداري است كه البته در اين دوره با حذفشدن اعضاي «مجمع روحانيون مبارز» در مجلس خبرگان چهارم و حضور اكبرهاشمي رفسنجاني بهعنوان عضو ارشد و تاثيرگذار جامعه روحانيت مبارز در اين فراكسيون امكان برخي هماهنگيها ميان اين دو فراكسيون بويژه در برابر فراكسيون ديگر يعني «شاگردان مصباحيزدي» وجود دارد، بهگونهاي حتي جامعتين برخي اعضاي جامعه مدرسين همچون «عليرضا اسلاميان، محمود رجبي، علي مومنپور و غلامرضا فياضي كه نزديكي فكري- سياسي به فراكسيون شاگردان مصباح دارند را در ليست نهايي خود قرار نداد. اين شكاف پس از انتخابات چهار تيرماه و بويژه بر همزدن مراسم سخنراني «اكبر هاشميرفسنجاني» در مسجد اعظم قم، قرارگرفتن يكي از شاگردان مصباحيزدي بهعنوان مشاور رئيسجمهور و همچنين اعلام خبر ملاقات هاشميرفسنجاني و مصباحيزدي از سوي مرتضي مقتدايي، نايبرئيس جامعه مدرسين و تكذيب اين خبر از سوي نزديكان مصباحيزدي آشكار و فعال شده است. البته جامعه مدرسين تا حدودي به فراكسيون شاگردان مصباحيزدي به دليل عضويت او و چند تن از شاگردانش در اين تشكل نزديك است و جامعه روحانيت تا حدودي به كانديداي مورد حمايت اعتماد ملي و بويژه كارگزاران به دليل حضور جدي اكبر هاشميرفسنجاني در اين تشكل تمايل مييابد. اين مساله باعث ميشود كه هيچگاه در مجلس خبرگان چهارم پيوند جدي و بلندمدت ميان فراكسيون اصلاحطلبان يعني اعتماد ملي و كارگزاران و از ديگر فراكسيون شاگردان مصباح شكل نگيرد و همواره آنها يعني جامعتين در كش و قوس اين دو سر طيف بسر ببرند.
فراكسيون اعتماد ملي و كارگزاران
فراكسيون اعتماد ملي و كارگزاران را كه ميتوان از آن به فراكسيون اصلاحطلبان خبرگان چهارم ياد كرد، متشكل از كانديداهايي است كه هر كدام از اين دو حزب اصلاحطلب با ليستي جداگانه از آنان حمايت كردند. با رد صلاحيت و عدم كانديداتوري اعضاي ارشد دو تشكل روحانيون اصلاحطلب يعني مجمع روحانيون مبارز و مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم اين دو، ليستي را براي مجلس خبرگان اعلام نكردند كه به تبع آنان برخي از احزاب اصلاحطلب همچون جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب نيز اين شيوه را برگزيدند و از نحوه تاييد صلاحيتها گله كردند.
با اين حال حزب اعتماد ملي با محوريت «مهدي كروبي» دبيركل اين حزب و دبيركل پيشين مجمع روحانيون مبارز، ليست تقريبا كاملي را براي سراسر كشور معرفي كرد و حزب كارگزاران به همراه خانه كارگر و حزب اسلامي كار مستقلا اين شيوه را برگزيدند. ليست آنان با بيشترين اشتراك نسبت به ساير گروهها منتشر و برخي از كانديداي مورد حمايت آنان كه اكثر اين كانديدا افراد معتدل ساير گروهها و ناهماهنگ با فراكسيون «شاگردان مصباحيزدي» بودند. به گونهاي كه بزرگترين اشتراك ميان سه گروه «اعتماد ملي و كارگزاران»، «جامعتين» و «كارآمدي» شكل گرفت كه در حال حاضر تعداد اعضاي خبرگان كه بهطور مشترك از سوي اين سه فراكسيون حمايت شدند و «شاگردان مصباحيزدي» از آنان حمايت نكردند، 25 نفر است. اين فراكسيون 7 عضو اختصاصي در مجلس خبرگان دوره چهارم دارد كه از «حسن نمازي از آذربايجان غربي، محمدحسين احمدي از خوزستان، علي معلمي از مازندران و مولوي علي احمد سلامي از سيستان و بلوچستان» فقط از اعتمادملي حمايت كردند، كانديداي اختصاصي كارگزاران نيز «محمد بهراميخوشكار» است و كانديداي اختصاصي مشترك اين دو حزب هم «سيدكاظم نورمفيدي از گلستان و علي محمد دستغيب از فارس» است.
بنابراين در نبود «مجيد انصاري، سيدمحسن موسوي تبريزي، محمدرضا توسلي، هاشم هاشمزادههريسي و ارسنجاني در دوره چهارم، مطرحترين عضو اصلاحطلب خبرگان اين دوره «سيدكاظم نورمفيدي» است كه ارتباط بسيار نزديكي با «اكبر هاشميرفسنجاني» و «مهدي كروبي» دارد و ميتواند بهعنوان شاخصترين عضو مجلس خبرگان از سوي اصلاحطلبان در هدايت اين فراكسيون موثر باشد. اين فراكسيون بهطور مشترك با فراكسيون شاگردان مصباح به تنهايي هيچ كانديداي مشتركي ندارد و ميتواند نقش موثري را در ميان 25 كانديداي مشترك ميان جامعتين و كارآمدي بازي كند، از ديگر سو كانديداي مشترك فراكسيون اعتماد ملي و كارگزاران با جامعتين 5 عضو مشترك و با كارآمدي نيز 5 عضو مشترك دارد و با جامعتين به همراه شاگردان مصباح سه عضو مشترك دارد.
اين فراكسيون با حضور اكبر هاشميرفسنجاني در فراكسيون جامعتين و حمايت او در حال حاضر از اصلاحطلبان ميتواند با «فراكسيون جامعتين» هماهنگيهاي مقطعي داشته باشد تا از برخي مواضع راديكال جلوگيري كند و از ديگر سو با نقش پررنگ «محسن قمي» در فراكسيون كارآمدي با اين فراكسيون هم ميتواند در مقاطعي ائتلافهايي را شكل دهد، اما هيچگاه اين فراكسيون توان اقدامات و تصويب پيشنهادات اختصاصي را ندارد و فقط ميتواند به عنوان يك فراكسيون اقليتي فعال و موثر عمل كند. در اين فراكسيون اعضاي مورد حمايت كارگزاران بيشتر به فراكسيون جامعتين متمايل هستند و اعضاي مورد تاييد اعتماد ملي به فراكسيون كارآمدي.
بهگونهاي كه كارگزاران در تهران از «رضا استادي، محمد امامي كاشاني، غلامرضا رضواني» سركانديداي عضو جامعتين حمايت كرد و در مقابل حزب اعتماد ملي دو كانديداي اختصاصي فراكسيون كارآمدي يعني «محسن اسماعيلي و محمدحسن فاضلگلپايگاني» كه رأي لازم را براي حضور در مجلس خبرگان كسب نكردند را در ليست نهايي خود قرار داد و از آن 3 كانديداي جامعتين در آن ليست ياد نشد، همانطور كه كارگزاران اين دو كانديداي مورد حمايت اعتماد ملي را در زمره كانديداهاي مورد حمايت خود قرار نداد.
اگرچه اين فراكسيون با حمايت از برخي از كانديداهاي ساير گروهها توانسته است 58 عضو مجلس خبرگان را از ليستهاي خود راهي مجلس خبرگان چهارم كنند، اما بهعنوان فراكسيون جريانساز نميتواند در اين دوره عمل كند، بلكه فقط توان آن را دارد كه برخي نگرشها را تقويت كند و حامي برخي از اعضاي ارشد اين مجلس همچون «اكبر هاشميرفسنجاني» به حساب آيد و از سوي ديگر در جايگاه مانعي در مقابل توسعه نگرشهاي فراكسيون شاگردان مصباحيزدي قرار گيرد. همچنين ميتواند با حمايت برخي اعضاي موثر در مجلس خبرگان دوره چهارم نظارت اين مجلس را بر برخي از نهادهاي حكومتي خارج از حيطه دو قوه مجريه و مقننه جدي كند تا اندكي از گلهمنديهاي گذشته اصلاحطلبان از اين نهاد كاهش يابد.
فراكسيون كارآمدي
فراكسيون كارآمدي متشكل از روحانيهاي جواني است كه چند سالي است در حوزههاي فكري سعي كردند عرض اندام كنند. پس از اينكه دفتر تبليغات اسلامي از حضور روحانيون چپگرا تهي شد، راستگرايان بر فراز اين دفتر قرار گرفتند.
آنان همچنان سعي داشتند «نوگرايي» در حوزه علوم حوزوي و مذهبي را سرلوحه اين دفتر قرار دهند، چرا كه تا ديروز نوگرايان روحاني چپگرا با اين لفظ سفره خود را از حاميان جامعه مدرسين حوزه علميه قم جدا كرده بودند. در اوايل دهه 70 اين بار راستگرايان بودند كه ميخواستند راه ديروز را كج نكنند و بر طبل «نوگرايي» بكوبند. اسوه نوگرايان در دفتر تبليغات «رهبري نظام» بود و تلاش براي گسترش تفكرات ايشان در حوزههاي فكري و فقهي. اين مسير بدانجا انجاميد كه در اوايل دهه 80 مقام رهبري در جمع برخي از نويسندگان از «آزادانديشي و ايجاد فضاي نقادي علمي در دانشگاهها و حوزههاي علميه» سخن گفتند. پس از چند روز، جمعي از پژوهشگران روحاني كه مولود دفتر تبليغات بودند و بر «نوگرايي» خود ميباليدند، در نامهاي به آيتا... خامنهاي سخنان ايشان در آن جلسه را «فراخوان تاريخي» دانستند و اعلام كردند: «آنگاه كه تعادل در كار نباشد، جامعه علمي و فرهنگي ما در نوسان بين «سكوت» و «هرزهگويي» خواهد پژمرد.» آنان حركت خود را در چارچوب خطوط قرمز و مرزهاي ايدئولوژيك و عقيدتي نظام دانستند كه صاحبان آن نامه «رحيم پور ازغدي، صادق اردشير لاريجاني، محسن قمي، حميد پارسانيا، عبدالرضا ايزدپناه و... بودند. رهبري پاسخ آنان را با عنوان «فرزندان و برادران عزيز با همه مضمون نامه شما موافقم» داد و اين مساله گوشهاي از تولد «نسل دوم حوزه كه دستي در دانشگاه» داشتند را نمايان ميكرد. اين مجموعه از يك سو با پدران و مديران حوزه كه برخي از اعضاي مدرسين در آن ديده ميشد، مرتبط بودند و از ديگر سو با برخي از دانشآموختگان موسسه آموزشي - پژوهشي امام خميني كه تحت مديريت آيتا... مصباحيزدي بود، همكاريهايي در پروژههاي «ايدئولوژيك - عقيدتي» داشتند.
«دفتر جنبش نرمافزاري» فقط خانه آنان نيست، بلكه «دفاتر نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها» و «دفتر همكاري حوزه و دانشگاه» نيز موطن ديگر آنان است. «محسن قمي» عضو ارشد اين جريان مدت زماني، رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه بود كه اكنون «معاون بينالملل دفتر رهبري» است. اين جريان در آستانه انتخابات خبرگان دوره چهارم بايستي تحت عنوان «خبرگان و كارآمدي» كه پس از چند روز فراگيرتر شد و با نام «اصولگرايي و كارآمدي» شناخته شد، وارد ميدان شد. جوهره اصلي اين جريان در اين انتخابات «محسن اسماعيلي، سيدعباس قائممقامي، محمدحسن فاضل گلپايگاني، محسن قمي، سيد ابوالحسن نواب و مهديهادوي» بودند. آنان در تهران كانديداي مجلس خبرگان دوره چهارم شدند كه به جز «محسن قمي»، پنج نفر ديگر نتوانستند رأي لازم را كسب كنند و عضو مجلس خبرگان شوند، اما در برخي استانها كانديداهاي آنان كه در برخي مواقع با ديگر ليستها مشترك بودند، با «موفقيت» بيشتري روبهرو شدند. «سيدمحمد ميرواعظ موسوي از آذربايجان شرقي و رضا رمضاني از گيلان، دو كانديداي اختصاصي اين جريان در مجلس خبرگان دوره چهارم هستند. اين فراكسيون بيشترين اشتراك در اعضاي مجلس خبرگان را با جامعتين دارد كه حدود 10 نفر است؛ با اصلاحطلبان (اعتماد ملي و كارگزاران) در 5 عضو و با شاگردان مصباح در يك عضو مشترك است. بنابراين بيشترين تأثير اين فراكسيون در ائتلاف با فراكسيون «جامعتين» نشان داده ميشود و نيز در ائتلاف سه فراكسيون جامعتين، اصلاحطلبان و كارآمدي كه حدود 25 عضو را در مجلس خبرگان دوره چهارم دارا است. اين فراكسيون البته به دليل پيشينه فعاليت اعضا با دانشآموختگان موسسه آيتا... مصباحيزدي تا حدوي اندك با فراكسيون شاگردان يا هواداران آيتا... مصباح نيز مرتبط است. با توجه به حمايت اعتماد ملي از برخي از كانديداي شاخص اين جريان ميتواند باعث هماهنگيهاي مقطعي و تاثيرگذار ميان فراكسيون «اعتماد ملي و كارگزاران» با آنان در اين دوره از مجلس خبرگان شود. اما نقطه بارز اين مسئله متشكلشدن افرادي است كه تا به حال در مجلس خبرگان دورههاي پيشين حضور جدي نداشتند و بهعنوان «جريان سوم» خبرگان دوره چهارم به حساب ميآيند، چرا كه از يك سو اصولگرا هستند و با اصلاحطلبان مرزبندي دارند، جوان و تا حدودي در برخي حوزهها نوگرا هستند و با «جامعتين» اختلافاتي را به نمايش ميگذارند و همچنين از ديگر سو از «مردمسالاري ديني» مدنظر مقام رهبري حمايت ميكنند و دغدغههاي خاص فراكسيون شاگردان مصباحيزدي را ندارند. اين فراكسيون پتانسيل لازم جهت فعاليت جدي در خبرگان چهارم را داراست كه ميتواند از ساير فراكسيونها و لابي با آنان سود جويد.
هواداران آيتا... مصباحيزدي
فراكسيون هواداران يا شاگردان آيتا... محمدتقي مصباحيزدي عليرغم تمامي تحليلهاي پيش از انتخابات خبرگان دوره چهارم بهگونهاي ديگر در اين دوره شكل گرفت. برخي از كانديداهاي ارشد اين فراكسيون همچون «علي مصباحيزدي و محمدناصر سقاي بيريا» رد صلاحيت شدند و تبليغات اين گروه تحت عنوان «منهاييها» - در تهران ليست منهاي هاشمي و در خراسان رضوي ليست منهاي واعظ طبسي - يا ستادهاي خودجوش حاميان آيتا... مصباحيزدي و يا در نهايت «ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه» از نظر كيفي و كمي و بهطور جدي براي انتخابات شكل نگرفت. با اين وجود اين جريان بهطور مستقيم و غيرمستقيم از برخي كانديداها در سراسر كشور حمايت كرد كه ليست اكثر استانها به طور كامل ارائه نشده بود و حتي در معرض رسانهها قرار نگرفت. آنان با اين حال توانستند 29 كانديداي مورد حمايت خود را كه البته با برخي از گروههاي ديگر نيز اشتراكاتي داشت، به مجلس خبرگان دوره چهارم بفرستند كه از اين 29 عضو مجلس خبرگان، دو عضو آن بهطور اختصاصي از آن اين فراكسيون است: «عليرضا اسلاميان از چهار محال و بختياري و عبدالرحمن خدايي از كردستان.» اعضاي اين فراكسيون چهار نفر مشترك با جامعتين و يك نفر مشترك با كارآمدي هستند و هيچ كانديداي مشتركي با جريان اصلاحطلبان ندارند. البته سه نفر از اعضاي مجلس خبرگان ميان اصلاحطلبان و جامعتين و آنان و يك نفر ميان اصلاحطلبان و كارآمدي و اين فراكسيون مشترك است.
اين فراكسيون كوچكترين فراكسيون مجلس خبرگان دوره چهارم است كه نوع تأثيرگذاري آنان از جنس ساير گروهها نيست، بلكه هژموني و قدرت اين فراكسيون با وجود اقليتيبودن ميتواند در برخي مقاطع منجر به كسب رأي اكثريتي براي پيشنهادات و نظرات اين جريان شود. اين فراكسيون از يك سو با جامعه مدرسين ارتباط و نزديكي مقطعي ميتواند داشته باشد و از ديگر سو با فراكسيون كارآمدي كه چند صباحي ارتباطهاي سازماني و پروژهاي ميان اعضاي اصلي اين دو فراكسيون وجود داشته است.
***
به هر حال اين جريانات حاضر در مجلس خبرگان چهارم شايد تو در تو و مرزبنديهاشان شفاف نباشد، اما برخي اتفاقات داخلي و خارجي گاهي به روشني تفاوتهاي ديدگاه آنان را به نمايش ميگذارد و يا ائتلافهاي جديدي را شكل ميدهد، چرا كه به دليل «كلاننگر» بودن اين مجلس تمامي مولفههاي شخصيتي اعضاي اين مجلس و گروهها و فراكسيونهاي متبوع آنان در شكلگيري يك «اتفاق» به كار ميآيد و حاصل آن گاهي رويدادي است كه تنها با مرزبنديهاي سياسي اعضاي اين مجلس قابل تحليل نيست.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...