نامه سرگشاده خطاب به اساتید سراسر کشور در رابطه با احکام انضباطی
اساتيد بزرگوار و اعضاي هيات علمي دانشگاههاي سراسر كشور
از آن رو كه در آستانه امتحانات، كميتههاي انضباطي و هياتهاي نظارت دانشگاهها اقدام به صدور احكام سنگين و گسترده براي دانشجويان كردهاند، بر خود لازم ديدم كه بهعنوان يك شاگرد كوچك دانشگاه مواردي را به اطلاع شما برسانم و نسبت به پيامدهاي اين مساله هشدار دهم. شما نيز بهعنوان ركن ركين و كانون تاثيرگذار دانشگاه توانايي بالايي در جهت جلوگيري از اين روند را دارا هستيد و نگاه دلسوزانه پدرانه شما براي ياري به شاگردانتان همواره مويد اين امر است كه از هيچ كوشش و تلاشي جهت صيانت از فضاي علمي دانشگاه و دفاع از نهاد دانشگاه دريغ نميكنيد.
اساتيد بزرگوار دانشگاههاي سراسر كشور
در آستانه امتحانات، در دوراني كه دانشجويان خود را براي مطالعات امتحانات پايان ترم آماده ميكنند، انواع و اقسام احكام كميتههاي انضباطي و هياتهاي نظارت دانشگاه صادر و در معرض ديد عموم گذاشته شده است. آنان سعي كردهاند تا از اين فرصت سود جويند و صداي اعتراض به اين احكام را به دليل همزماني با امتحانات نشنوند و در سكوت دانشجويان به خاطر اين فضاي درسي هر آنچه دل تنگشان ميخواهد، عملي كنند.
گذري به رسميترين خبرگزاريها كه فقط ميتوانند اخبار تاييد شده را منتشر كنند، نشان از آن دارد كه حدود بيش از 50 درصد اخبار سياسي غيرحكومتي به انتشار اخبار احضار، اعلام حكم و برخورد با تشكلها و فعالان دانشجويي اختصاص يافته است.
اين سرعت مديران دانشگاه كه تحت زعامت وزير علوم و معاونان او در دولت آقاي احمدينژاد عمل ميكنند، در اعلام احكام كميتههاي انضباطي و هياتهاي نظارت بينظير به نظر ميرسد. به گونهيي كه اين رفتار، فضاي مناسبتها و يا پايان دوره مديريت مسوولان را به ذهن تداعي ميكند. مسوولانس كه معمولاً سعي ميكنند در مدت زماني كوتاه پروژههاي ناتمام و تكميل نشده را افتتاح و بهرهبرداري كنند تا به نام آنان تمام شود و يا در فلان مناسبت مقدار آمار اعلام شده از تكميل طرحها به بالاترين حد ممكن برسد. البته شايد مديران وزارت علوم و روساي دانشگاهها نيز از ترس كوتاه بودن دوران مسووليت به اين فكر افتادهاند تا تمامي دانشجويان را از احكام انضباطي مشعوف و اين مدال افتخارآميز را به گردن خود آويزان كنند.
به هر حال تنها علت محتمل مورد توجه آنان، همزمان كردن صدور احكام كميتههاي انضباطي و هياتهاي نظارت با زمان امتحانات است تا از شكلگيري اعتراضهاي فراگير در دانشگاههاي سراسر كشور جلوگيري شود. اين شيوه همچون ديگر شيوههاي وزارتخانه علوم پاك كردن صورت مساله، بدون حل جدي نابسامانيهاي رخنه كرده در اين وزارتخانه است. اما پيامد اين گونه رفتار بس عظيم و گاهي غيرقابل جبران به نظر ميآيد چرا كه اين احكام با توجه به پيامد آن داراي تاثيرات بنيادي و جدي است:
1 – احكام كميتههاي انضباطي نهتنها به دامان فعالان سياسي دانشگاه به ويژه اعضاي انجمنهاي اسلامي دانشجويان دانشگاههاي سراسر كشور افتاده، بلكه فعالان صنفي را نيز مورد عتاب قرار داده است. از سوي ديگر در ميان دانشجويان محكوم در كميتههاي انضباطي نام افرادي قرار گرفته كه هيچ وابستگي و عضويت در تشكلهاي سياسي و حتي صنفي را نيز ندارند. اين دايره گسترده نشان از اعمال محدوديتهاي جدي در دانشگاهها دارد كه همزماني آن با امتحانات نميتواند بيتفاوتي دانشجويان را براي مديران دانشگاه به ارمغان آورد و حتي تشكلها و چند صد دانشجوي حامي دولت نيز نهتنها نميتوانند در برابر اين موج بايستند، بلكه امكان همراهي هم وجود دارد. اين احكام آنقدر گسترده به نظر ميرسد كه بهعنوان مثال فقط در يك دانشكده كوچك يك دانشگاه نزديك به 10 دانشجو با اين احكام روبهرو شدهاند. در صدور اين احكام نهتنها دانشجو بودن محكومان از نظر مديران دانشگاه لحاظ نشده، بلكه دانشجويان دختر را بدون در نظر گرفتن پيامد برخي احكام همچون اخراج از خوابگاه متهم و محكوم كردهاند.
2 – چون اعلام اين احكام نه به صورت تدريجي، بلكه به صورت انقلابي و سيلآسا بوده است، موج اعتراضها را تشديد ميكند و امكان هر عكسالعملي از سوي دانشجويان قابل پيشبيني است. سيل صدور احكام انضباطي در آستانه امتحانات ممكن است به سوي مجريان مسوول بازگردد و بحرانهايي را ايجاد كند. همان بحرانهايي كه در چند سال اخير شاهد آن بودهايم و مديران وزارت علوم بيش از سايرين از آن مطلع هستند. اگر اينبار اين بحرانها تكرار شود، ديگر مسوولان نميتوانند اين اقدامات را به خارج مرزها يا مزدوران داخلي و خارجي نسبت دهند، بلكه «خودكرده را تدبير نيست».
3 – حال اگر پروژه وزارت علوم به خوبي طي مسير كند و همزماني اعتراضها در برابر احكام انضباطي و هياتهاي نظارت با زمان امتحانات اين آتش زير خاكستر را شعلهور نكند، پس از آنچه خواهند كرد؟ اگر دانشجويان محكوم از منظر مسوولان وزارت علوم و مديران دانشگاه به دليل انتظار پاسخ به اعتراض از حكم سكوت كنند، پس از اعلام مجدد همين احكام، چه پاسخي خواهند داد؟
تازه همزماني آغاز ترم تحصيلي با سالروز پيروزي انقلاب اسلامي كه رئيسجمهور دولت نهم آن را «جشن بزرگ هستهيي» ناميده است، اگر با اعتراضهاي صنفي مصادف شود و دانشجوياني كه اين احكام را ظلم در حق خود ميپندارند اعتراض كنند و به هيچوجه حاضر به گذشت از حق خود نباشند، آيا شايسته است كه يك نظامي 28ساله در سالروز پيروزي آن در دانشگاه شاهد آن باشد كه «آيندهسازان» آن رضايت ندارند و از مسوولان خشمگين هستند؟ و اگر بار ديگر بخواهند در برابر اين اعتراضات چوب كميتههاي انضباطي را بلند كنند چه تعبيري از آن در رسانههاي گوناگون داخل و خارج ارائه ميشود؟ اگر از اين رسانهها بگذريم و آنان را بوقهاي كذايي قلمداد كنيم، به پدر و مادران و خانواده اين دانشجويان كه «ولينعمتان» اين مملكت هستند، چه خواهيم گفت؟ و آيا اين رفتارها با وجود 28 سال سختي و تلاش و مجاهدت آنان در جنگ و سازندگي و بازسازي كشور كه هر كدام بخشي از اين مشقتها را متحمل شدهاند، چه توجيهي دارد؟ البته اگر مسوولان صادركننده احكام انضباطي به اين مسائل اهميت نميدهند، ديگر جاي سوال ندارد.
به هر حال صدور احكام سنگين انضباطي در آستانه امتحانات مطمئناً منجر به پيامدهاي منفي فردي و جمعي و سياسي و اجتماعي در فضاي دانشگاه خواهد شد و اگر همين امروز از صدور اين احكام جلوگيري و احكام منتشر شده پس گرفته نشود، تمامي دود اين مساله به چشمان مسوولان وزارت علوم و مديران دانشگاه نخواهد رفت، بلكه ديگراني كه در ساير نهادها هم دستي بر آتش دارند، بايد در برابر پيامد اين بحران ساخته شده به دست دوستان خود در وزارت علوم پاسخگو باشند و در آستانه ورود به 29سالگي نظام جمهوري اسلامي تدبيري احسن برگزينند. اعلام اين مسائل از سر دلسوزي براي كشوري است كه خونهاي پاكي در راه رشد آن جاري شده و بزرگاني را از دست داده است. اميدواريم كه گوشهايي بشنوند و دستهايي اجرا كنند.
لذا در پايان با توجه به پيامدهاي مذكور، از شما اساتيد و اعضاي هيات علمي دانشگاه خاضعانه و متواضعانه استمداد ميطلبم كه در جهت جلوگيري از اين بحران تمام تلاش خود را صرف گفتوگو، رايزني و تاثير بر مديريت دانشگاه و به ويژه اعضاي كميتههاي انضباطي و هياتهاي نظارت كنيد، تا در آستانه امتحانات شاهد امنيت و آرامش كامل دانشجويان باشيم و فضاي علمي دانشگاه دچار بحرانهاي ناميمون گذشته نشود.
فرید مدرسی. متولد 25 آذر 59 در قم. دانشآموخته ارتباطات. روزنامه نگار...