"گويند شياطين روزي دور يكديگر جمع شده بودند و از رفتارهاي خود مي گفتند تا بهترين شيطان را انتخاب كنند. هر يك سخني گفت و نوبت به آخرين شيطان رسيد و او گفت: من كاري بزرگ انجام ندادم و فقط نقش هاي اجتماعي را جا به جا كردم، نقاش قصاب شد و بزاز طبيب و قس علي هذا. همگي او را به عنوان شيطان برتر انتخاب كردند، زيرا كه اگر او اين عمل را انجام نداده بود، ديگران نمي توانستند رفتارهاي شيطاني خويش را انجام دهند. "

امروز نقش ها جا به جا شده است، پزشكي از اقتصاد مي گويد و سياستمداري از ورزش، اقتصاداني به نقد جنبش دانشجويي مي نشیند و يك دانشجو خود را در جايگاه نظريه پرداز سياسي قلمداد مي كند. اين رويه است كه تمام رفتارهاي ايرانيان را به انحرافي اجتماعي مبدل و تمامي پيش‌بيني‌ها را با بن‌بست روبرو كرده است. پس تنها راه رهايي از وضع موجود قرار گرفتن هر فرد در جايگاه اجتماعي خود است.