درباره گنجی می خواهم بنویسم که قرار است ۲۶ اسفند یعنی فقط ۵ روز دیگر آزاد شود. شرم می کنم. از قلم خجالت می کشم. اما بیشرم ترین قلم قلم قرمز است که هر بار بر روی اخبار او کشیده می شد. نمی دانم وقتی او از زندان رهایی پیدا می کند در برابر او چگونه بایستیم و سخن گوییم؟! او بزرگ است اما ما چی؟! ما چه کردیم؟! به جز اینکه به خانه او رفتیم و از او سخن گفتیم. اما آنان چطور که در آستانه انتخابات از دموکراسی و حقوق بشر گفتند و برخی دیگر در جهت مقابله با فاشیسم از برخی حمایت کردند. اما حاضر نشدند حتی به خانه او بروند. رخسار خود را چگونه می خواهند در برابر مردی از آتش و غرور به نمایش بگذارند. اما آنان بی آبروتر و بی شرم تر از این هستند. آنان پس از آزادی اکبر می آیند تا فقط در کنار او بایستند و برای پوسترهای انتخاباتی خود عکس یادگاری بگیرند.