<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آذر</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/</link>
<description>آتشی که خاکستر نمی‌شود</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 21 Nov 2009 12:57:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>برای نفیسه زارع و حجت شریفی</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-377.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چندروزی است که دوستان مهربانم؛ خانم نفیسه زارع‌کهن و آقای حجت شریفی در بازداشت به سر می‌برند. بازداشتی که معلوم نیست، بر اساس کدام جرم کرده یا نکرده آنان انجام شده است. آن روز که این اتفاق رخ داد، هیچگاه فکر نمی‌کردم، این دو عزیز این‌قدر طولانی‌مدت در بند بمانند و زندگی آرام و ساده آنان در اوین ادامه یابد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Nov 2009 12:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=377</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-377.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازخواني زندگاني آيت‌الله شيخ محمدتقي جعفري</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-376.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;صاحب دوگانه‌های متضاد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آيت‌الله حاج شيخ محمدتقي جعفري توصيف‌ناپذير است. همان‌گونه كه سخن گفتنش با پيچيدگي‌هايي عجين بود، شناخت او هم در اين لايه‌هاي تودرتو رفتاري‌اش ممكن به نظر نمي‌رسد. مشخص نيست؛ در كدام مكتب حوزوي (قم، تهران، مشهد يا نجف) قرار دارد و در كدام جريان فلسفي گام برداشته است، منتقد حوزويان است يا مويد آنان، حوزوي است يا دانشگاهي، مخاطبش نخبگان بودند يا عوام و... او اگرچه سياست‌ورزي نمي‌كرد و آنچنان موضع سياسي از او يافت نمي‌شود، اما با سياسيون مرتبط بود؛ گاهي پيوندي قدرتمند ميان آنان و او پابرجا بود. متشرع بود، اما با مذهب‌گريزان هم گپ و گفت داشت. فلسفه و عرفان را دوست مي‌داشت و با مخالفان حوزوي اين دو علم هم رفاقت داشت و آنان نيز او را عزيز مي‌داشتند. فهرست نشست و برخاست‌كنندگان با او، همچون گفتارش متكثر و متنوع بود؛ اگرچه گاهي هم كدورت‌هايي پيش مي‌آمد، اما آنان را طرد و نفي نمي‌كرد. جعفري آميخته‌اي از رفتارهايي بود كه در چشم عموم متضاد مي‌آمدند و در يك ظرف نمي‌گنجيدند. مگر مي‌شود، فلان نظامي ارشد پهلوي به او احترام بگذارد و مجاهدين خلق در پاي منبر او ميخكوب بنشينند؟...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=376</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-376.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«علامه جعفری» در گفت‌وگو با علی‌اکبر رشاد</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-375.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;برخی فقهاء منتقد او بودند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر رشاد، روحانی صاحب‌نامی است که پس از انقلاب بر کرسی‌های مدیریت فرهنگی نظام تکیه زده است. حضورش در سازمان تبلیغات اسلامی، به عنوان موتور تبلیغاتی حکومت اسلامی و پس از آن در دهه هفتاد تاسیس نهادی با نام «پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي»، در قالب نهادی پاسخگو به جریان‌های نوپدید برابر مبانی تئوریک نظام، نشانی از مسولیت‌هایش است. عهده‌داری اینچنین سمتی، باعث شد که او بیش از گذشته با آیت‌الله شیخ محمدتقی جعفری آشنا شود و از دانشش برای پیشبرد اهداف فلسفی-معرفتی نهادهای فرهنگی جمهوری اسلامی بهره برد. همچنین در نهایت هم مراسم نکوداشت استاد جعفری را برگزار کرد تا بزرگ دارند؛ جایگاه علمی او را. رشاد دانش‌آموخته حوزه است و در مکتب درسی حضرات آیات حسین وحیدخراسانی، حسینعلی منتظری، سیدعلی خامنه‌ای و مجتبی تهرانی تلمذ کرده است؛ هم فقه و اصول خوانده و هم فلسفه و به ادبیات هم گوشه چشمی دارد. از این رو، شاید پرسیدن از او درباره علامه جعفری و رابطه‌اش با حوزه مقدور باشد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Nov 2009 20:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=375</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-375.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازشناسی آرای بزرگان درباره «کمک دولتی به حوزه»</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-374.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;رؤیای احمدی‌نژاد – خط قرمز علماء&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;«محمدرضا رحیمی» معاون اول احمدی‌نژاد در «قم» با اعلام کمک مالی «دولت» به «حوزه»، جبهه ضددولتی حوزویان را مستحکم‌تر کرد. او در اجلاس «نماز» گفت: « برای اولین بار در دولت نهم جهت طلاب حوزه علمیه همانند دانشجویان ردیف بودجه درنظر گرفته شد. » رحیمی آرزویی را تکرار کرد که رئیس‌اش سال‌ها پیش آن را عیان کرده بود. «محمود احمدی‌نژاد» در سال‌های آغازین ریاستش، در واکنش به اولین گلایه‌های علما برابر اقدامات‌اش؛ به جای رفع آن، حوزه را به دریافت کمک‌های دولتی ترغیب کرد: «  دولت و خزانه عمومي نمي‌تواند خود را از مسووليت ترويج فرهنگ اسلامي دور نگه دارد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 21:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=374</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-374.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله سیدروح‌الله خاتمی</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-373.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;منادی تحوّل‌ در حوزه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در ابتدای دهه 40، «تحول‌خواهان در نهاد روحانیت» در قالب کتابی به نام «بحثی درباره مرجعیت و روحانیت» مانیفست اعتقادی خود را درباره چگونگی و چیستی حوزه نگاشتند و برابر چشمان همگان با خیال راحت انتقاد کردند و پایشان را فراتر از چارچوب مرسوم حوزه قرار دادند. پس از آن بود که نظام‌های جدید آموزشی در حوزه علمیه قم در قالب چند مدرسه و موسسه برپاشد. در دی 1341، آن هنگام که بزرگان تحول‌گرایی در حوزه؛ آقایان علامه طباطبایی، سید ابوالفضل زنجانی، مرتضی مطهری، مهدی بازرگان، سیدمحمد بهشتی، سیدمحمود طالقانی و مرتضی جزایری در کنار یکدیگر این مانیفست را نوشتند، نمی‌دانستند که شخصیتی در شهر کوچکی به نام «اردکان» حضور دارد که سال‌ها پیش در قالب یادداشتی همینگونه سخن گفته بود...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 19:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=373</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-373.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استخوانی که نمی‌گذارد خاطراتم زنده شود</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-372.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;روایتی کودکانه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیرمردی را می دیدم که عمامه بر سر داشت و عبا بر دوش و با محاسن سفید و صورت چروکیده به کودکان سلام می‌کرد. میوه‌هایش را می‌خرید و در بقچه می‌پیچید و بدون هیچ همراهی، آن را در کوچه پس کوچه‌ها در دست می‌گرفت و به خانه می‌آورد. در راه مستمندانی او را می‌دیدند و نه‌تنها با روی ترش‌کرده او مواجه نبودند، بلکه می‌دیدند با روی گشاده میوه‌ها را بر سکویی می‌گذارد و مهر نان و پول اندکی را به آنان می‌دهد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 17:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=372</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-372.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازشناسی «احمدی‌نژادیسم» و ردّیه‌ای بر پیش‌فرض‌های گذشته</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-371.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;جزیره ناشناخته&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&quot; خودرویی را در نظر بگیرید که در جاده‌ای پر پیچ و خم در حال حرکت است. این خودرو در هر پیچ که از نظرها محو می‌شود، در پیچ بعدی به خودرویی دیگر تبدیل می‌شود. همچنین سرنشین‌های آن هم عوض می‌شود. حتی این امکان وجود دارد که راننده آن نیز در یکی از پیچ‌ها تغییر کند. &quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این قیاسی درباره پدیده‌ای به نام «احمدی‌نژاد» یا مکتب «احمدی‌نژادیسم» است که می‌توان سیر تطور آن را مرور کرد تا سیمای نظری و عملی آن در ذهن ترسیم شود. «خودرو» نوع رفتار و عقاید اعضای این جریان است و سرنشین‌های آن، حلقه اصلی فعالانش و راننده هم فعلا «محمود احمدی‌نژاد» که البته در حال حاضر با پررنگ شدن نقش «اسفندیار رحیم‌مشایی» در این مکتب جدیدالتاسیس، بوی تغییر «راننده» هم به مشام می‌رسد. البته این مکتب یا حلقه فقط سیاسی نیست؛ چرا که با مروری بر رفتار و گفتار اعضای آن می‌توان ریشه‌های اعتقادی و شبه مذهبی هم در آن یافت...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 14:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=371</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-371.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هدیه‌ای برای سالروز تولد محمد قوچانی</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-370.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;آزادی در بند&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 198px; HEIGHT: 121px&quot; height=368 alt=&quot;&quot; hspace=7 src=&quot;http://sharh.persiangig.com/image/MoussaHashemzadeh-MohammadGhochani1.jpg&quot; width=316 align=right vspace=2 border=2&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امروز سالروز تولد «محمد قوچانی» است. همواره رسم است که در سالروز تولد افراد، جشنی برگزار می‌شود و دوستان و آشنایان گردهم می‌آیند و برای آن فرد هدیه می‌آورند و و این روز را پاس می‌دارند و به بزم می‌نشینند. امروز که محمد قوچانی در آستانه سه ماهگرد در بند بودن، به‌سر می‌برد، شاید بزرگترین هدیه به او، آزادی است. آیا بندگان قادر به اعطای چنین هدیه‌ای هستند؟!...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 21:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=370</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-370.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد حجت‌الاسلام دکتر محمد ذبیحی</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-368.aspx</link>
<description>&lt;B&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;بازداشتِ شگفت‌آور در قم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;( &lt;A href=&quot;http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=11674&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آزاد&lt;/FONT&gt; شد &lt;/A&gt;)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;بازداشت رییس دانشگاهی که رییس قوه‌قضاییه در آن تدریس می‌کند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز 27 مرداد خبر بازداشت حجت‌الاسلام دکتر «محمد ذبیحی» در قم و پسرش ( طاها ذبیحی) در تهران، بر روی سایت‌های خبری قرار گرفت. این خبر همچون خبر بازداشت سایر بازداشت‌شدگان بر صفحات اینترنتی ظاهر شد و پس از مدتی، دیگر اخبار جای آن را گرفت. اما نگاهی به جایگاه و سمت علمی و حوزوی این روحانی که 11 روز از زمان بازداشتش می‌گذرد؛ این خبر و پیام آن، بس شگفت‌آور جلوه می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;***&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیت‌الله صادق لاریجانی در زندگینامه خودنوشتش می‌گوید: « چند سال است که به عضويت هيات علمی دانشگاه قم در آمده‌ام و به طور منظم در دانشگاه تربيت مدرس قم در سطح کارشناسي‌ارشد و دکترا، کلام جديد و فلسفه تطبيقي تدريس مي‌کنم... » این مرکز محل تدریس آقاصادق، تحت ریاست آقای ذبیحی اداره می‌شود؛ از سال 75 تاکنون. حدود 3 روز از حکم رییس جدید قوه قضاییه نگذشته بود که ذبیحی بازداشت شد. ذبیحی نه تنها ریاست این مرکز آموزشی را برعهده دارد، بلکه مدیر مسول نشریه‌ای به نام « فصلنامه پژوهش‌های فلسفی-کلامی» هم است که دکتر صادق لاریجانی به همراه دیگر اساتید همچون « دکتر غلامحسین دینانی، دکتر سیدمصطفی محقق‌داماد، دکتر احمد بهشتی و دکتر محسن جوادی » اعضای تحریریه آن هستند. این نشریه یکی از نشریات دانشگاه قم است که ذبیحی، قائم مقام رییس این دانشگاه است... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 00:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=368</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-368.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوگ نامه ای برای توقیف روزنامه اعتمادملی*</title>
<link>http://faridmod.blogfa.com/post-366.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=4&gt;مرگ پدر&lt;FONT size=3&gt;؛&lt;/FONT&gt; در نبود برادر&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزنامه «اعتمادملی» توقیف شد. خبری که برای همه فقط خبر است و برای ما آوار. آواری که فرو می ریزد و درد آن نه تنها عمق وجودمان را فرا می گیرد، بلکه خانواده هایمان را هم سوگوار می کند. سوگواری ای همچون عزاداری برای از دست دادن یک عزیز که نان آور خانواده هم هست. در این روزها میزهای تحریریه و خاموش بودن چراغ ها، همچون رخت و لباس پدری است که فاجعه رفتن همیشگی او را برابر چشمانمان زنده می کند. هر تماس تلفنی برای پرسیدن اصل ماجرا، همچون تسلیت گفتن آشنایان در مراسم ختم می ماند که نه تنها آراممان نمی کند، بلکه داغ مان را هم تازه نگاه می دارد. در این ایام فقط فرزند بزرگ خانواده است که می تواند تسلای خاطر بازماندگان را فراهم آورد و اشک های فرو خفته او توان مقابله با درد مرگ را دارد. اگر آن فرزند بزرگ خانواده هم نباشد؛ چه خواهد شد؟!...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 21:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=faridmod&amp;postid=366</comments>
<dc:creator>faridmod</dc:creator>
<guid>http://faridmod.blogfa.com/post-366.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
