تبليغاتX
آذر

مطهري را در حوزه بايكوت كردند

 

«سیدمحمدعلي‌ايازي» موسس مجله حوزه دفتر تبليغات حوزه علميه قم است و روزگاري او و همفكرانش در دفتر تبليغات به فعاليت مي‌پرداختند؛ در سال‌هاي دهه 60. اما امروز آنان در «مجمع مدرسين و محققین حوزه علميه قم» حضور دارند و به تحقيق و تدريس مي‌پردازند. ايازي را به ياري طلبيدم تا از تأثيرات آراي مرتضي مطهري بر فضاي حوزه علميه پس از انقلاب سخن گويد و چرايي اجرايي نشدن برخي از آراي مطهري در حوزه را تحليل كند. او كه چند سالي شاگرد مطهري بوده است، به پرسش‌هايي در اين‌باره پاسخ گفت و پايان گفت‌وگو به تلخ‌‌خنده‌هاي او و گلايه‌هايش اختصاص يافت.

***

مهمترين تاثير آراي استاد مطهري بر فضاي حوزه علميه قم، پس از انقلاب چه بود؟

در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی تحولات بس شگرفی در نسل جدید حوزه رخ داد. طلاب جوان آن دوره، دیگر تنها به كتاب‌های درسی چون فقه و اصول بسنده نمي‌کردند. از كتاب‌های اقتصاد و فلسفه و جامعه‌شناسي گرفته تا ادبیات و رمان مي‌خواندند. استاد مطهری به قم رفت و آمد مي‌کرد و هفته‌اي یکبار در جمعی محدود و جمعی فراگیرتر مسائل و مباحثی در حوزه قرآن و فلسفه و نقد آرای مخالفان طرح مي‌کرد. به همین دلیل روش تحليلي و استدلالي شهيد مطهري بر نسل نوانديش جديد حوزه تاثير بسیاری گذاشت، تا تعامل با مخالفان از طريق بررسي منصفانه ادله آنان صورت گيرد كه اين حرکت آثار فراوانی بر جای گذاشت که از آن جمله تاثير، باعث بروز روشنفكري ديني در دهه 60 در حوزه شد.

مگر پيش از اين، فضاي حوزه چگونه بود؟

پيش از تاثير انديشه آقاي مطهري بر فضاي حوزه، در فضاي فرهنگي حوزه عموما رسم بر نقد علمی و استدلالی نبود كه ادله مخالفان به خوبی و با نگرش جامع و روش انصاف و به صورت علمي طرح شود و بيشتر با جهت‌گيری، رديه‌نويسی و ادبیات جدلی بود. گاه روش نقد به انگيزه‌‌يابي و نقد شخصيت مخالفان پرداخته مي‌شد. نکته دیگر اينكه کمتر موضوعات چالش‌برانگیز و نقد سنت دینی طرح مي‌شد. اينگونه بود كه برخي آثار شهيد مطهري در پيش از انقلاب، از سوي برخي از حوزويان نه تنها جایی نداشت که برتافته هم نمي‌شد؛ همچون بحث حجاب ايشان. در اين بحث بيشتر به نقد ديدگاه‌هاي سنتي پرداخته شد تا جايي كه برخي هجرت ايشان از قم به تهران را به دليل بيان اين نظرات در باب حجاب دانستند.

اما درباره اين نگاه، همچون كتاب شهيد جاويد، نقدهايي بيان نشد و هيچ نوع عكس‌العملي در حوزه، در تاريخ آن دوره ثبت نشده است.

داستان شهید جاوید داستان دیگری است. جنجال درباره این کتاب با پشتوانه‌های ساواک شکل گرفت. اسناد این سازمان به خوبی گویای این واقعیت است. اماگرچه عكس‌‌العمل درباره کتاب مسئله حجاب آشكار صورت نگرفت، اما در آن دوره بگو و مگوهایی درسطح جریان سنتی طرح مي‌شد تا جايی که استاد مطهري در حوزه بايكوت شد. تنها اين مسئله نبود، در بحث «حماسه حسيني» هم که ايشان به نقد تحريفات تاريخي قيام امام حسين(ع) پرداخت و ديدگاه‌هاي سنتي را هدف قرار داد، سنتی‌های حوزه را برآشفته کرد.

شما در بيان تاثيرات آراي استاد مطهري، از بروز روشنفكري ديني در حوزه در دهه شصت سخن گفتيد. مراد شما از اين بروز و ظهور چه بود؟

اين بروز و ظهور را مي‌توان در دفتر تبليغات اسلامی آن دوره شاهد بود. انتشار نشرياتي با ديد تحقيقي و منصفانه همچون نشريه حوزه يا مجله نقد و نظر، نمادي از بسترسازي براي شكل‌گيري روشنفكري ديني بود. نوگرايان حوزوي در آن دوره ديدگاه‌هاي مخالف را در قالب نظريه‌ها مطرح مي‌كردند و هيچ‌گاه نظريات مخالفان سانسور نمي‌شد؛ بلكه به نقد و بررسي آن مي‌پرداختند.

اگر ممكن است، نمونه‌اي از انتشار نظرات مخالفان در نشريات آن دوره دفتر تبليغات را بيان كنيد.

در آن دوره در کانون گفت‌وگوهای قم، مباحث ضرورت تحول حوزه و نقد وضعیت موجودحوزه‌ها مطرح مي‌شد، از سوی دیگر تحمل نقد اندیشه دینی کمتر مطرح بود. آزادی نقد اندیشه و نقد دیدگاه‌های اقتصادي که از اسلام در جریان سنتی حوزه ارائه مي‌شد، نمونه‌اي از مباحث آن دوره بود که ما در مجله حوزه دنبال مي‌کردیم. در حوزه دو ديدگاه اقتصادی وجود داشت؛ برخي به دنبال تعديل و كنترل ثروت بودند و مخالفانشان نگرش اقتصاد آزاد داشتند. آنان گروه اول را با اندیشه‌های سوسياليستي – كمونيستي متهم مي‌کردند. در برابر آنان برخي به دنبال اقتصاد آزاد آزاد بودند و طرف مقابل، آنان را به طرفداران سرمايه‌داري متهم مي‌كرد. نمي‌توان کتمان کرد که افراط و تفريط در نگاه هر دو بود؛ اما نشريه‌هاي دفتر تبليغات -که آن وقت مدیرش مرحوم آیت‌الله عبایی بود- دنبال مي‌شد. از خصوصیات این دوره طرح نظرات با چنین ادبیات و گفتمانی است که به دو نظريه به صورت علمي مي‌پرداخت و آن را طرح و نقد مي‌كرد.

البته گمان مي‌كنم كه شما و دوستانتان در آن دوره در دفتر تبليغات مدافع نگرش‌هاي اقتصادي چپ‌گرايانه بوديد؟

بله، اما جلوي طرح نظرات اقتصادي مخالف، در نشريات ما گرفته نمي‌شد. به هر حال روش و انديشه‌هاي شهيد مطهري، در کتاب مبانی اقتصاد اسلامی و پیرامون جمهوری اسلامی، روش استدلالی و آزادانديشي را در حوزه به ارمغان آورد.

ديدگاه نوگرايانه و بحث و بررسي ديدگاه‌هاي گوناگون، در پيش از انقلاب هم در دارالتبليغ وجود داشت. شما در دفتر تبليغات فعاليت آن‌چنان متفاوتي با دارالتبليغ انجام نداديد. به گونه‌اي كه حتي انتشار نشريه‌هاي شما را مي‌توان ادامه‌دهنده سير و روش «مكتب اسلام» دانست.

در دارالتبليغ فعاليت‌ها در سطح «ترويجي» بود، بحث‌هاي علمي و نظري به‌ویژه موضوعات بنیادی و چالش‌برانگیز که در مجله نقد ونظر طرح می‌شد مدنظر نبود؛ تفاوت اصولي بود. چرا كه ميان فعاليت ترويجي و تحقيقي تفاوت است. فعاليت‌ها در دفتر تبليغات در آن دوره که گروهی از نواندیشان گردآمده بودند و تحت تاثیر شهید مطهری بودند، براساس متد تحقيقي شكل گرفته بود؛ نه ترويجي. البته اين سخن بنده به معناي نفی و دست کم گرفتن فعاليت‌هاي دارالتبليغ نيست؛ بلكه آنان در دارالتبليغ به دنبال كاركردهاي عمومي‌‌تر بودند.

شما خودتان، چه تاثيري از انديشه آقاي مطهري پذيرفته بوديد؟

بنده در عمده فعاليت‌هايم در دفتر تبليغات همچون بنيانگذاري نشريه حوزه از آراي ايشان همچون در ضرورت تحول حوزه و پاسخگویی به نیازهای جامعه و تقویت بنیه علمی و اجتماعی حوزه‌ها، تاثير پذيرفته بودم. بنده شاگرد ايشان در مباحث تفسيري- قرآني و فلسفه و فلسفه تاريخ بودم و آثار ایشان را مي‌خواندم. ديگر دوستان آن حلقه همچون آقاي عبداللهیان و كاملان و مرحوم عبايي‌خراساني هم شاگرد شهيد مطهري بودند.

علاوه بر دفتر تبليغات، ديگر نمودي از تاثيرگذاري مطهري بر حوزه را شاهد نيستيم؟

البته تا حدودي هم اين تاثيرات را مي‌توان در شكل‌گيري كانون‌هاي آموزشي و مراکز پژوهشی و سامان‌دهی حوزه ديد كه مخالفاني هم در اجرايي شدن آراي ايشان در حوزه وجود داشت؛ برخي سنتي‌هاي همراه با انقلاب، همچون جامعه مدرسين و برخي سنتي‌هاي مخالف انقلاب. ما حتي به نقد ريشه‌‌اي نظام آموزشی و تربیتی حوزه‌ها پرداختيم و نقد استاد مطهري بر سازمان روحانيت را با ويراستاري، مجددا منتشر كرديم و مصاحبه‌ها و مقالاتي در نقد مشكلات حوزه‌هاي علميه در نشريه حوزه آن دوره منتشر شد.

شما زماني كه از تاثيرگذاري آراي مطهري بر شكل‌گيري روشنفكري ديني در دهه شصت سخن گفتيد، آيا ظهور برخي روشنفكران ديني همچون دكتر سروش را هم تحت‌تاثير مطهري مي‌دانيد؟

بالاخره دكتر سروش هم شاگرد استاد مطهري بود و مصاحبت‌هاي زيادي با ايشان داشت. منش و الگوي مطهري مطمئناً نمي‌توانست روي دكتر سروش بي‌تاثير باشد.

آيا آراي مطهري نقشي در تغيير و تحولات درسي در حوزه‌ها پس از انقلاب داشت؟

استاد مطهري برخي دگم‌‌انديشي‌هاي حاكم بر فضاي درسي را تغيير داد. به گونه‌اي كه در گذشته قالب‌ها را حفظ مي‌كردند و هيچ‌كس به خود جرات شكستن اين قالب‌ها را نمي‌داد. در مباحث فقهي شاهد اين مسئله در نقد اجتهاد و بی‌توجهی به جایگاه عقل و فلسفه و اندیشه اقتصادی و حقوق کارگران بوديم.

مي‌‌توانيد نمونه‌اي از اين تاثيرگذاري را بيان كنيد؟

در بحث سن بلوغ دختران و ارتداد، مباحث جديدي در دوره پس از انقلاب مطرح و گفته شد كه ارتداد به معناي تغيير عقيده نيست. شهيد مطهري هم اينگونه بود؛ به طوري كه در بحث جهاد ابتدايي مباحث‌نويني را مطرح كردند و هيچ‌كدام از جنگ‌هاي پيامبر(ص) را جهاد ابتدايي نمي‌دانستند و آنان را جنگ دفاعي قلمداد مي‌كردند.

در مسئله مبارزه با خرافات، نگرش آقاي مطهري چه فوايدي را نصيب حوزه كرد؟

«حماسه حسيني» نقش پررنگي را در اين وادي بر جاي گذاشت. البته در كنار اين اثر، مي‌توان به مباحث «انسان و سرنوشت»، بررسی مفاهيم «قضا و قدر»، «توكل»، «عدل الهي» و «حقوق زن» اشاره كرد. اما متاسفانه در آغاز دهه 70 اين باورها به فراموشي سپرده شد و گاهي در رسانه‌هاي عمومي به مباحث خرافات دامن زده شد و امروز هم مي‌توان گوشه‌‌هايي از اين مسئله را در سطح رسانه ملی ديد.

در ورود مباحث عمومي و علوم دانشگاهي به مباحث درسي طلاب، مي‌توان نمونه‌هايي از رفتار استاد مطهري را ديد؟

مطمئناً. فرهنگ جامع‌نگري روحانيت برخاسته از ويژگي‌هاي شهيد مطهري بود. ايشان معتقد بود كه بايد روحانيت به تمامي ابعاد علومی که با علوم اسلامی ارتباط دارد، آشنا باشد تا بتواند از مشكلات آگاه باشد و به سوالات جوانان پاسخ دهد. در گذشته در حوزه‌هاي علميه فقط «فقه» بود كه حرف اول و آخر را مي‌زد. اما امروز نه‌تنها «تفسير»، «حديث»، «فلسفه» و «کلام» به حوزه‌ها راه يافته، بلكه علوم دانشگاهي همچون «اقتصاد»، «جامعه‌شناسي»، «مدیریت»، «فلسفه غرب» و... هم به اين وادي پاي گذاشته‌اند.

آيا ورود علوم غيرحوزوي و تاكيد بر آموزش علوم ديگر از سوي طلاب، عاملي در جهت سطحي شدن روحانيت و به قول معروف شكل‌گيري «اقيانوسي به عمق يك وجب» نشده است؟

به هر حال بايد روحانيت بتواند شناختی از مسائل علمی عصر خود داشته و بتواند پاسخگوي تمامي ابعاد باشد. اما بايد در كنار آشنايي با ساير علوم، در يك علم به صورت عميق متخصص شود تا به قول شما «روحانيت سطحي» تربيت نشود. مطهري مي‌تواند الگوي يك روحاني كامل باشد كه از يك سو در چندين علم همچون «فقه»، «فلسفه»، «تفسير»، «سياست»، «علوم اجتماعي» و... صاحبنظر است و از ديگر سو، در حوزه فلسفه به صورت عميق به اين مباحث مي‌پردازد.

شما از تاثير آراي آزادانديشانه مطهري بر فضاي حوزه سخن گفتيد، اما فكر نمي‌كنيد ايشان خود متفكران ديني ديگر را به التقاطي بودن متهم مي‌‌كرد؟

مبارزه شهيد مطهري با انديشه‌هاي التقاطي به اين دليل بود كه در پيش از انقلاب روشنفكران ديني تحت تاثير مكاتب و ايسم‌‌هاي غيرديني قرار گرفته بودند. اگر آثار آن دوره را مرور ‌كنيد، مي‌بينيد كه رنگ و بوي مباحث ماركسيستي و تطبیق اصول دیالکتیک در آنها بسيار شديد بود. البته ايشان معتقد نبودند كه از ارائه نظرات غيرديني جلوگيري شود، بلكه بر عدم خودباختگي تاكيد مي‌كردند.

اگر انديشه‌‌هاي مطهري بر فضاي حوزه تاثير گذاشته است، پس چرا ديگر آنچنان صداي انتقادي از ميان حوزويان مطرح نمي‌شود كه از آن جلوگيري نشود و گوينده به انتقادات خود ادامه دهد؟

پديده دولتي شدن حوزه‌ها، يكي از عواملي است كه از ظهور و بروز «مطهري‌ها» جلوگيري مي‌كند و در مقابل هر ايده و نظري مي‌ايستد و خود را متولي همه امور ديني مي‌داند. گاهي مي‌بينيد كه حتي اجازه مطرح شدن برخي مباحث تخصصي كلامي را هم نمي‌دهند؛ چه برسد به مسائلي كه عموم آن را درك مي‌كنند. اين رفتارها به گونه‌اي شده است كه حتي آقاي‌ هاشمي‌رفسنجاني در حدود 2 سال پيش در گفت‌وگو با مجله «پيام زن» دفتر تبلیغات گفته بودند كه حوزه‌های امروز به لحاظ تنگ‌نظري به مراتب از گذشته هم بدتر شده است.

دلايل رشد اين تنگ‌نظري‌ها كه باعث شده، آراي مطهري در باب سازمان روحانيت اجرايي نشود، چيست؟

در پاسخ به اين سوال مي‌توان به چهار عامل اشاره كرد: اول اينكه جريان تكفيري و تفسيقي در آغاز دهه 70 در فضاي حوزه قدرت يافته است. آنها به تفكرات و آراي ديگران توجه نمي‌كنند، بلكه هر كس که همراه جريان آنان باشد، تشويق و تمجيد مي‌شود و هر آن كس كه در جريان مقابل باشد، نظراتش را بایکوت یا غيراسلامي قلمداد مي‌كنند. به گونه‌اي كه گاهي مي‌بينيد هنرپيشه يا كارگرداني در باب مسائل ديني اظهارنظر مي‌كند و او را بزرگ مي‌كنند و در مقابل عالم ديني در اين وادي تحقیر وتکفیر مي‌شود. چرا كه آن هنرپيشه در جبهه آنان است و آن عالم ديني منتقد آنان.

دوم؛ عامل اين تنگ‌نظري‌ها به دولتي شدن نهادهاي مديريتي حوزه بازمي‌گردد. گاهي مي‌بينيد كه در معرفي كتاب سال حوزه، ابتدا نويسنده از لحاظ معيارهاي سياسي ارزيابي مي‌شود و سپس به مميزي علمي او مي‌پردازند. از اين‌روست كه هر سال شاهد معرفي نويسندگان تكراري هستيد.

عامل سوم، نقش‌آفريني برخي نهادهاي نظامي در ساختار حوزه است. همچنين عامل چهارم، بهره‌گيري موسمي از برخي مفاهيم فرهنگ ديني است. به عنوان نمونه گاهي در ايام انتخابات، به صورت ابزاري از برخي افراد ياد مي‌شود تا تاثيري بر معادلات سياسي بگذارند. همه اين عوامل به دليل نبود محور علمی و آلترناتيو جدي و مهم در فضاي علمي حوزه، بستر بازتوليد تنگ‌نظري را فراهم كرده است.

آقاي ايازي! با وجود اين موانع، آيا به آينده حوزه و پرورش روحانيوني همچون استاد مطهري در حوزه خوشبين هستيد؟

بله. اینجانب از کسانی هستم که به آینده حوزه علمیه و آمدن نسل جدید وکارا معتقدم كه سه عامل اين خوشبيني را به ارمغان مي‌آورد؛ اول اينكه نسل جديد حوزه زياد وامدار قالب حاكم نيست و خود را در كانال اطلاعاتي آنان محدود نمي‌كند. دوم آنكه، شرايط سياسي- اجتماعي و اتفاقات بيرون حوزه اجازه رشد بلندمدت اين تنگ‌نظري‌ها را نمي‌دهد. به گونه‌اي كه برخي طلبه‌هاي همراه با آنان، امروز راه ديگري را جست‌وجو مي‌‌كنند و از این رو ديگر با آن نگرش‌ها همراهي نمي‌كنند. سوم اينكه قالب‌هاي اطلاعاتي توسعه‌يافته و رسانه‌هاي مكتوب و تصويري در ميان حوزويان مورد توجه است. همچنين برخي از طلبه‌ها با آشنايي با زبان‌هاي خارجي، از مجموعه اطلاعاتي برخوردارند كه ديگر عوامل رشد تنگ‌نظري‌ها توان رويارويي را ندارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 17:40  توسط فرید مدرسی  | 
#hd a:visited{font-size:50pt;color:#9D4506;}