تبليغاتX
آذر

روايت مجيد انصاري از روزهاي پاياني حيات آيت‌الله

 

«يكشنبه،‌ ساعت 9 صبح، جماران،‌ دفتر امام» اين جمله‌اي بود كه حسين آقا، فرزند آيت‌الله توسلي عصر جمعه در پشت تلفن همراه براي مصاحبه با ابويشان به من گفت. اما گويي تقدير، روز يكشنبه را نه براي گفت‌وگو با آيت‌الله، بلكه براي تشييع پيكر ايشان در نظر گرفته بود. مدت مديدي بود كه به دنبال نشر خاطرات و تاريخچه زندگي ايشان، درخواست گفت‌وگو با آيت‌الله را پيگيري مي‌كردم و ايشان نيز براي گفت‌وگو با «شهروند امروز»، با دوستان و همفكران مشورت و برخي نكات را هم يادداشت كرده بود،‌ اما روز شنبه آخرين روز حيات ايشان بود و تقدير «يكشنبه» را نه براي مصاحبه، بلكه براي تشييع ايشان مقدر كرده بود. اينگونه بود كه به نزد ياران و همفكران ايشان، پس از درگذشت آيت‌الله رفتم و شايد از آنان شنيدم، آنچه بايد آيت‌الله توسلي مي‌گفت؛ علي‌اكبر محتشمي‌پور از نفوذ انحرافات و هشدارهاي ياران امام سخن گفت و مجيد انصاري ديگر عضو مجمع روحانيون و همفكر آيت‌الله از «نگراني‌ها»ي ايشان گفت و روايتي از روزهاي پاياني عمر رئيس دفتر امام را بازگو كرد. اما شايد اگر گفت‌وگو با آيت‌الله توسلي انجام مي‌شد، نوايي ديگر از همراهي با آرمان‌هاي انقلاب و گلايه‌هايي از جريان‌هاي جديد شنيده مي‌شد.

***

با توجه به اينكه حضرتعالي در مجامع و جلسات مختلف با مرحوم آيت‌الله توسلي مانوس بوديد، آيا پيش از ارائه سخنان اخير ايشان در جلسه مجمع تشخيص مصلحت از حساسيت‌هاي ايشان در مدت اخير مطلع بوديد؟

آيت‌الله توسلي درباره موضوعاتي كه به امام و انقلاب و تحريف در اين مسير بازمي‌گشت، سكوت نمي‌كردند. در يكي، دو ماه قبل كه بررسي صلاحيت كانديداهاي نمايندگي مجلس و رد گسترده جمع كثيري از متدينين و انقلابيون مطرح شد، ايشان از اين مسئله بسيار ناراحت بود. در جلسات مجمع روحانيون و كميته سياسي مجمع يا در جلسات دوستانه هفتگي در دفتر امام يا در حاشيه جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام هر بار كه ايشان را مي‌ديدم، از اين موضوع اظهار نگراني مي‌كردند. زماني كه اهانت به بيت حضرت امام و حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن آقا خميني پيش آمد، ناراحتي آقاي توسلي مضاعف شد. در يكي دو جلسه‌اي كه در خدمتشان بوديم – سه چهار روز قبل از فوتشان در دفتر حضرت امام(ره) – ايشان فرمودند «ما بايد در برابر اين مسائل واكنش نشان دهيم.» سپس ايشان به بنده فرمودند: «در جلسه مجمع تشخيص قبل از دستور يا شما صحبت كن يا من صحبت مي‌كنم. موضوع آنقدر مهم است كه مجمع تشخيص در برابر آن واكنش نشان دهد.» بنده هم گفتم: «هر طور مصلحت باشد، ما آمادگي داريم. بنده هم معتقدم كه بايد در برابر اين موضوع سكوت نكرد.» بنابراين ايشان قبل از شروع رسمي جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام (روز شنبه گذشته) به بنده اشاره كردند كه مي‌خواهم صحبت بكنم. من هم بنايم بر اين بود كه پس از سخنان ايشان، قسمت‌هاي ناگفته را مطرح كنم تا موضوع به خوبي در جلسه مطرح شود. ايشان صحبت را شروع كردند كه متاسفانه ناتمام ماند. بنابراين مي‌توان گفت كه آيت‌الله توسلي از چند روز قبل بناي جدي براي صحبت داشتند و به برخي ديگر از دوستان هم اين مطلب را گفته و با ديگران در اين‌باره مشورت كرده بودند. از نحوه ورود به بحث هم مشخص بود كه ايشان روي مسئله تامل كرده بودند و بيان فرازهاي سخنان حضرت امام‌(ره) و نامه ايشان به مرحوم حاج احمد آقا نشان از اين داشت.

در سال‌هايي كه شما با ايشان در مجلس خبرگان رهبري بوديد و در جلسات مجمع روحانيون مبارز حضور مي‌يافتيد، اينچنين حساسيت‌هايي از ايشان سابقه داشت؟

فراوان؛ آيت‌الله توسلي عالمي عامل و غيرتمند بود و به دانش خود عمل مي‌كرد. ايشان در برابر مسائلي كه احساس مي‌كردند، بدعت است؛ چه در دين و انقلاب و چه در روش زمامداري و حكومت‌داري و اخلاق سياسي – اجتماعي، موضع مي‌گرفتند. در سال‌هاي اول دولت جناب آقاي خاتمي در مجلس خبرگان، برخي از افراد با بي‌مهري و متاثر از تبليغات يك‌سويه نطق‌هاي تندي را عليه دولت انجام مي‌دادند. در يكي از جلسات ايشان بلند شد و با فرياد و حالتي عصباني سخن گفتند و خطاب به هيات رئيسه اعلام كردند: «اين جلسه، جلسه معصيت است و شما نبايد اجازه دهيد يك‌سويه در غياب رئيس‌جمهور اينگونه صحبت شود. اگر مي‌خواهيد عملكرد دولت را نقد بكنيد،‌ با حضور رئيس‌جمهور و وزرا در دستور قرار دهيد تا آنها هم امكان دفاع از خودشان را داشته باشند.» اينگونه حساسيت‌ها چه در مجلس خبرگان و چه در مجمع تشخيص مصلحت نظام بارها پيش آمده بود. همچنين در جلسات كميته سياسي مجمع روحانيون مبارز، ايشان غالبا درباره اينگونه مسائل واكنش نشان مي‌دادند، همچون بحث رد صلاحيت‌ها، هتاكي‌ها، خرافي‌گرايي‌ها، تحجرگرايي‌ها و... كه خواستار اعلام موضع و اعتراض مجمع در برابر اين مسائل بودند. از سوي ديگر در جريان رياست جمهوري دوره نهم حركات شديدي عليه آيت‌الله هاشمي رفسنجاني انجام شد. يكي از كساني كه خيلي محكم جهت دفاع از آقاي هاشمي؛ البته نه به عنوان شخص، بلكه به عنوان استوانه‌هاي انقلاب به صحنه آمدند و سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي زيادي كردند، ايشان بودند. همچنين آيت‌الله توسلي در دوره هشت ساله جناب آقاي خاتمي در مقام مشاور عالي ايشان در امور روحانيون، مسافرت‌هاي بسياري به قم و ساير شهرستان‌ها براي رايزني با علما و روشنگري نسبت به جوسازي‌ها عليه دولت انجام دادند. ايشان همواره در كنار آقاي خاتمي بودند تا مردم را از اين مسئله مطلع كنند كه آقاي خاتمي راه امام را مي‌پيمايد. حتي پس از رياست‌جمهوري هم در سفرهاي استاني آقاي خاتمي حضور داشتند.

آيا اين حساسيت و نگراني آقاي توسلي در سخنانشان در مجمع تشخيص مصلحت نظام، فقط محصول توهين به بيت امام و حاج سيدحسن آقا خميني بود يا تبلور آن در اين واقعه به نمايش درآمد و مسائل ديگري هم بر شدت حساسيت تاثير داشت؟

فقط مسئله توهين به بيت امام و حركت زشت يك سايت اينترنتي نبود؛ گرچه اين حركت هم زشت بود و واكنش دوستداران امام(ره) را مي‌طلبد. سه، چهار محور سخنراني ايشان در مجمع تشخيص - به نظرم محورهاي ديگري هم داشت – كه نيمه‌تمام ماند،‌نشان از آن دارد كه دغدغه‌هاي ديگري هم در كار بوده است. اصولا كساني كه در كنار امام، در پيش از انقلاب از سال 42 به بعد بودند، ديدند كه چه زجرها و خون دل‌هايي براي پيروزي انقلاب كشيده و خورده شده و مهمتر از آن ديدند كه راه انقلاب اسلامي و اسلام نوانديش روشنگر و مطنبق با زمان و مكان با چه سنگلاخ‌هايي در حوزه تفكر ديني برخورد كرده است. اصلاح اين ذهنيت كه دين حركت فردي و يك وظيفه عبادي است و نيز مقابله با جمودها و تحجرگرايي كار آساني نبود. همان طور كه حضرت امام فرمودند – به اين مضمون – خون دلي كه پدر پيرتان از دست اين متحجرين و مقدس‌مآبان احمق خورده، از دست ديگران و ساواك نخورده است. آنهايي كه اين رفتار و مشكلات را ديدند، امروز نمي‌توانند در برابر حركت‌هاي مرموز و خزنده، در حكم كودتاي فكري و عقيدتي كه در حال شكل‌گيري است، بي‌تفاوت بمانند. اكنون همان تفكر حجتيه‌اي تفكري كه مسووليت اجتماعي و مبارزه با ظلم را كنار گذاشته بود با اين بهانه كه بايد اين اعمال از سوي امام زمان صورت گيرد، به گونه‌اي ديگر چهره مي‌نماياند. امروز در كشوري به نام «جمهوري اسلامي ايران» شاهد انواع بي‌تدبيري‌ها در مديريت سياسي و اقتصادي هستيم كه پاي امام زمان(عج) نوشته مي‌شود! ادعا مي‌كنند اين كارها با تاييد امام زمان انجام مي‌شود! دكان و دستگاه كاسبكارانه‌اي به راه انداخته‌اند كه در واقع با اعتقادات راسخ ديني در حال مبارزه هستند. چگونه مجلسي كه هنوز آزمون خود را پاسخ نداده است، مورد تاييد امام زمان واقع مي‌شود؟! اينگونه رفتارها باعث مي‌شود كه به اعتقادات مردم لطمه وارد شود. لذا نه‌تنها آيت‌الله توسلي، بلكه امروز همه دلسوزان انقلاب و علاقه‌مندان به انديشه سياسي امام خميني(ره) بايد احساس خطر بكنند و در برابر اين پديده‌هاي شوم بايستند.

علل و عوامل رشد اين نوع تفكرات و عملكردها در جامعه و حتي عرصه سياست ايران چيست؟ چه اتفاقاتي ياران امام را نگران كرده است؟

مجموعه رفتارهايي اين نتيجه را به ارمغان مي‌آورد. اگر امام(ره) را در جايگاه يك انديشه، مكتب و راه بدانيم كه خلاصه تفكر ايشان در يك نظام سياسي شكل گرفته است، در اين نوع نظام همه امور متكي به راي مردم است و اين مسئله به عنوان اصلي در قانون اساسي به تصويب رسيده و حاكمان بنا بر سوگندي كه در آغاز مسووليت ياد مي‌كنند بايد پاسدار اين قانون باشند. در حالي كه به تدريج نگاه برخي از جريانات سياسي به ساختار سياسي در كشور از جمهوري اسلامي به سوي حكومت اسلامي سوق پيدا كرده است. در ماجراي انتخابات مجلس به وضوح ديده مي‌شود كه از سوي برخي نوعي مهندسي تركيب سياسي در دستور كار قرار گرفته است. نمي‌توان اين رد صلاحيت‌ها را كه بخش اعظم آن از يك جريان سياسي است، اتفاقي دانست. بدين ترتيب يك جريان مردم‌ستيز در حال رشد و نمو است. اين خود، يك انحراف آشكار از خط امام(ره) است. متاسفانه روند اين جريان هر روز نسبت به روزهاي پيش تقويت مي‌شود. اين مسائل، پديده‌هاي كوچكي نيست كه در ساختار قدرت در حال شكل‌گيري است. همچنين در حوزه فكر و انديشه خرافه‌گرايي و سطحي‌گرايي و دين را ملعبه قرار دادن، در دوره‌اي كه خردورزي و عقلانيت بايد ملاك باشد، نمو يافته است كه پديده‌هايي سوء و شوم است. اين مجموعه دست به دست هم داده است و يك خطر بزرگ را ايجاد كرده است. همچنين در اين مسير برخي بي‌تدبيري‌هاي مديريتي رخ‌نمايي مي‌كند كه عدول از راه زمامداري درست امام(ره) به حساب مي‌آيد.

بستر اين نوع تفكرات چگونه مهيا شده است؟

اگر مراقبت لازم و نظارت عمومي و سازمان‌يافته انجام نشود، انقلابي به درخشاني انقلاب اسلامي هم در گذر زمان دچار اين آسيب‌ها خواهد شد. اين آسيب‌ها با قدرت‌طلبي، انحصارطلبي، دنياگرايي، سنت‌طلبي‌هاي شخصي، جمودها و جهالت‌ها توسعه‌يافته است. اگر در جامعه به جاي خردگرايي، سطحي‌گرايي و جهالت ترويج شد، نتيجه‌اش رشد «اسلام طالباني» است. ممكن است، در اين نوع گروه‌ها منفعت شخصي هم ملاك نباشد و فداكاري‌هايي هم انجام دهند؛ همچون جريان خوارج كه شهيد مطهري درباره آنان مي‌فرمايد: خوارج نهروان يكي از خصوصيت‌هايشان شجاعت بود و ديگر خصوصياتشان بي‌رغبتي به دنيا بود، اما خصوصيت منفي آنها، جهالت و ناداني بود. اين مسائل آسيبي است كه اگر به درستي، حس حقيقت‌طلبي، خداجويي و معنويت‌گرايي بشر هدايت نشود، حتما راهزن‌هايي هستند كه براساس منافع دنيوي خود، علاقه و گرايش‌هاي فطري انسان را به بيراهه بكشانند.

آيا فكر نمي‌كنيد،‌ اين بحث نظارت بايد از سوي مدافعان تفكرات امام  شكل مي‌گرفت و اين  مشكل به رفتار شما و همفكرانتان باز مي‌گردد؟

نظارت يك امر عمومي و اجتماعي است. ما در ساختار مديريت اجتماعي بايد مراكز نظارت رسمي و غيررسمي را تعبيه كنيم. در جامعه طراحي لازم براي كنترل‌هاي قانوني و نظام‌مند كم است تا از اين  مشكلات جلوگيري كنند. البته نظارت عمومي تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر در اسلام تعبير شده است و ما از اين مساله هم كوتاهي مي‌كنيم. گفته شما درست است؛ ياران امام و دلسوزان  انقلاب بيشتر بايد مراقب باشند و در اولين گام انحراف، بايد جلوي آن  بايستند. اگر اين اتفاق نيفتد، انحرافات دامنه‌دار و غيرقابل بازگشت خواهد شد. به عنوان مثال اگر ما براي مسووليت‌ها شاخص در نظر مي‌گرفتيم، امروز شاهد  اين نبوديم كه همه مديران  ارشد، مياني و حتي خرد با اراده يك فرد يا يك گروه تازه از راه رسيده، تغيير كنند و تجربه‌ها به دور ريخته شود. يا در همين بحث انتخابات، مسائل قابل قبض و بسط شديد همچون التزام به اسلام و انقلاب وجود دارد.

واقعا در برابر اين مسائل، چه مكانيسم جمعي مي‌توان تعبيه كرد تا از  شيوع اين رخدادها جلوگيري شود؟

مبارزه با اين انحرافات، فراتر از جريان‌بندي‌هاي سياسي است. علاوه بر اصلاح‌طلبان، جمع زيادي از جريان اصولگرا و حتي جريان‌هايي خارج از جبهه‌بندي موجود هستند كه از وضع موجود ناهنجاري‌‌ها رنج مي‌برند. امروز تيغ از نيام درآمده، سر آنها را نيز تهديد كرده و مي‌كند. بايد چند كار صورت گيرد؛ يكي اينكه نيروهاي وفادار به انديشه امام(ره) و انقلاب، فراتر از دسته‌بندي سياسي، در اصول مشترك همچون جمهوريت و اسلام نوانديش گرد هم بنشينند و تبادل‌نظر كنند. همچنين برخي از مشكلات را بايد با اصلاح قوانين و مقررات انجام داد. از سوي ديگر احزاب و گروه‌هاي سياسي فعال‌تر وارد اين عرصه شوند و كميته‌هاي ويژه‌اي را تشكيل دهند و روي اين مسائل كار بكنند و راه‌حل ارائه بكنند. نظارت اجتماعي و مدني از طريق ارتقاء كارايي مطبوعات و رسانه فعال شود. جامعه را بايد در وضعيت «حساس و هشدار»‌ قرار داد.

با وجود اينكه بيت امام و يادگاران ايشان از صحنه سياست دور هستند، چرا اينگونه برخي در برابر اظهارات آنان برآشفته‌اند؟

اين واكنش نشان از عمق علاقه مردم به امام و بيت ايشان دارد. گرچه فرزندان و ياران امام در متن مسووليت‌هاي رسمي نيستند اما از نفوذ كلمه و محبوبيت بالا به گونه‌اي برخوردار هستند كه موضع‌گيري آنها مي‌تواند جرياني را خنثي بكند. البته بايد در اين ميان تاكيد بكنم كه اگرچه اظهارنظر حاج سيدحسن آقا درباره عدم مداخله نظاميان در سياست و سياست‌ورزي‌ها بوده است اما بدنه بسيج و سپاه هم نسبت به اين اتفاقات ناخرسندند. حتي از منابع موثق شنيدم كه آقاي عزيز جعفري، فرمانده محترم سپاه هم ابراز ناراحتي كرده‌اند از اينكه صحبت ايشان همزمان و حمل بر اين موضوع شده است.

برخي معتقدند كه نظرات امام درباره عدم ورود نظاميان به عرصه سياست براي آن دوره خاص بوده است و براي امروز نيست.

اين حرف، حرفي نادرست است. اولا وصيت‌نامه امام(ره) براي زمان امام نبوده و وصيتي براي بعد از ايشان بوده است. در همين وصيت‌نامه ايشان از رهبر و شوراي رهبري آينده مي‌خواهند كه جلوي اين مسئله را بگيرند. از سوي ديگر ما هيچ‌گاه از رهبري انقلاب نشنيده‌ايم كه به نظامي‌ها و سپاهيان تجويز كرده باشند كه در دسته‌بندي‌هاي سياسي وارد شوند.


+ نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 16:12  توسط فرید مدرسی  | 
#hd a:visited{font-size:50pt;color:#9D4506;}